به نام خدا
با سلام وادب احترام
امید دارم در این وبلاگ به یاری ایرد ممنان,همکاری سروران گرام (همکاران )وتلاش اولیای محترم دانش آموزانوکوشش دانش آموزان گامی موثر برای یادگیری بهتر وماندگاری آموخته ها
ازکوه بالا رفت. شقایق های وحشی در دست نبودند. با احتیاط رفت ودسته ای از شقایق های سرخ را چید. کوله بارش سنگین بود.به سختی از کوه پایین امد. پوتینش سوراخ شده بود. کمکم هوا داشت تاریک می شد که بهسنگر ها نزدیک شد.به سمت سنگر خودشان حرکت کرد. صدایی ملکوتی را شنید که روحش رابه پرواز در اورد. باخوشحالی پرده ی سنگر را کنار زد ولی ناگهانبا دشمنان روبه رو شدکه وقتی به کوه رفته بود یارانش را اسیر کرده بودند.دشمنان اورااسیر کردند وبه زندان بردند. در انجا انهارا شکنجه می دادند بعد از مدتی سپاه ایران به زندان حمله کرد و همه ی اسیران را نجات دادند.