نوشته شده توسط : hamandishaan

نام درس : ریاضیات ، پایه ششم  - موضوع :  آموزش روش اندازه گیری زاویه – تاریخ :   

هدف کلی : آشنایی دانش آموزان با روش اندازه گیری زاویه

روش آموزش : سبک دست ورزی ، کلامی جهت یادگیری دانش آموزان ، بهره گیری از روش نمایشی و توضیحی

ابزارهای آموزشی : کاغذ ، نقاله ، میله های تاشونده ، تابلو وماژیک

رفتارهای ورودی : دانش آموزان با مفاهیم زیر آشنا می باشند :

زاویه رابه عنوان سطح می شناسند ، انواع زاویه را می شناسند ، انواع زاویه هارا رسم می کنند .

ارزشیابی تشخیصی :             زاویه را بین دو نیم خط با مبدا مشترک نشان دهید .

با استفاده از میله های تاشونده انواع زاویه ها رانشان دهید . چند زاویه ی مختلف درتابلو رسم کنید .

ایجاد انگیزه : ساختن زاویه هایی با اندازه های مختلف توسط گروه ها با استفاده از کاغذ به صورت بازی ومقایسه ی آنها با همدیگر

ارئه ی درس جدید

دانش آموزان درمورد زاویه هایی که درست کرده اند توضیح داده ، نتایجی از مراحل مقایسه ی زاویه ها رابیان می کنند .

بچه ها برای این که اندازه گیری زاویه ها دقیق واستاندارد باشند بهتر است ازنقاله استفاده کنیم . این کاررا درسه مرحله انجام می دهیم :   -  مرکزنقاله راروی راسی که می خواهیم آن رااندازه بگیریم قرارمی دهیم  .

-        قسمت خطی نقاله روی یکی ازاضلاع زاویه قرارگیرد

-         عددی که ضلع دیگرزاویه روی آن قرارمی گیرد اندازه ی زاویه می باشد .

حالا درگروه خود چند زاویه کشیده وآنها را با نقاله اندازه بگیرید. کار های خودرا به گروه های دیگر نشان دهید .

دراطراف خود زوایایی را پیدا کرده واندازه بگیرید .مراحل کار خود را توضیح دهید . تمرین های کتاب را باهم حل می کنیم .  تعیین تکلیف :  چند شکل ، سه ضلعی ، چهارضلعی ، پنج ضلعی ، شش ضلعی رسم کرده ومجموع زوایای آنها را با هم مقایسه کنید . (به کارگیری آموخته ها درشرایط کاربردی روزمره)

 



:: بازدید از این مطلب : 476
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 02 دی 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan

تجسم اعمال

ظهور چهره واقعى و ملكوتى اعتقادات و اعمال به صورتهاى متناسب با آنها

از تجسم عمل گاه به تمثّل عمل[1] و گاه به تجسّد عمل[2] و نيز تشبّح نيات و ملكات[3] تعبير شده است. گرچه مفاد و مضمون تجسّم عمل با صراحت در قرآن و روايات طرح گرديده؛ امّا خود اين اصطلاح در متون روايى و آيات قرآن ديده نمى‌شود و حتى مى‌توان گفت كه در ميان متفكران اسلامى نيز از سابقه ديرينى برخوردار نيست. البته گاهى تعابيرى مانند تمثّل يافتن عمل يا مسخ حقيقت انسانى در روايات و آثار متقدمان آمده‌است.[4]
مراد از تجسم اعمال آن است كه جزاى اعمال انسانها، صورت باطنى و ملكوتى همان اعمال است و جزا با عمل اتحاد و عينيت دارد.[5]
بحث از تجسم اعمال به صورتهاى مشابه پيش از اسلام در ميان ساير اديان و اقوام نيز به
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 249
نوعى مطرح بوده است؛ در تعاليم يهوديت و مسيحيت سخن از مسخ* انسانها به ميان آمده و كتابهاى متعددى در اين زمينه نگاشته شده كه كتاب كمدى‌الهى اثر دانته از شهرت بيشترى برخوردار است. اين عقيده را به حكماى يونان باستان نيز نسبت داده‌اند.[6] در اين ميان بعضى از حكما بر اين عقيده‌اند كه مراد واقعى از آنچه به عنوان تناسخ در آثار حكيمان بزرگ يونان نظير سقراط و افلاطون و ارسطو طرح گرديده همان تجسم عمل است؛ نه تناسخ به معناى باطل آن.[7]
تاريخچه بحث از تجسم اعمال به صورت بحثى جدى و عمده در ميان مسلمانان به تاريخ ابداع اين اصطلاح بازمى‌گردد؛ امّا زمينه‌هاى اوليه اين بحث در اسلام به عصر نزول قرآن باز گردانده شده و از اين رو مى‌توان گفت كه اين بحث نخستين بار در قرآن‌كريم آمده است؛ امّا از آنجا كه بعضى از آيات، جزاى اخروى‌را به صورتهاى ديگرى غير از تجسم اعمال طرح كرده است، اين عقيده از صدر اسلام مورد بحث و گفت‌و‌گوى متفكران و مفسران بوده و اين بحث در دوره‌هاى نخستين تفسيرى از مباحث جدى تفسيرى بوده است. ميل غالب متقدمان نظير طبرى، شيخ طوسى و طبرسى، تأويل آيات مربوط به تجسم اعمال بوده؛ ليكن هم ايشان در برخى موارد كه ظهور آيات در آن غير قابل تأويل و انكار بوده به نوعى تجسم اعمال را پذيرفته يا دست كم عباراتى دو پهلو آورده‌اند.[8]
در دورانهاى بعدى گروهى از مفسران آن را پذيرفته و اين عقيده در ادامه حركت تاريخى خود هر روزه طرفداران بيشترى پيدا كرده است تا جايى كه آن را قول بيشتر مفسران[9] يا عقيده رايج در ميان متفكران اهل سنت[10] و حتى ضرورى دين[11] دانسته‌اند. البته در طول اين حركت بعضى ديگر اين عقيده را ـ اگر از اهل شرايع صادر شود ـ در حقيقت بيان كيفيت ثواب* و عقاب روحانى ـ در كنار اذعان به بهشت و جهنم جسمانى ـ داشته و افزوده‌اند: اگر مراد به اين عقيده منحصر كردن لذات و ثواب يا الم و عقاب و‌ديگر امور قيامت در تجسم اعمال باشد ـ مخالف ضرورى دين است[12]؛ امّا اين مخالفتها با دفع شبهات و تبيين عقلى تجسم اعمال رو به افول گذارد و مى‌توان گفت كه عقيده به تجسم اعمال با ظهور حكمت متعاليه و طرح مباحثى چون حركت جوهرى و اتحاد عاقل و معقول به اوج شكوفايى خود رسيد، و امروزه اين عقيده تداولى عام يافته و كمتر ديده مى‌شود كه
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 250
كسى با آن مخالفت كند.
عقيده به تجسم اعمال داراى اثر تربيتى است، زيرا اگر انسان مطمئن باشد كه عمل وى از بين نرفته، از او جدا نخواهد شد، حساب شده كار خواهد كرد، زيرا مى‌داند كه مسئوليت او سنگين است و روزى اعمال قبيح وى در برابر چشمانش بازسازى مى‌شود و اين خود بدترين نوع كيفر براى گناهكاران است.[13]ضمن آنكه تجسم عمل در روز جزا بهترين شاهد و گواه بر جرم و گناه است و همين امر باعث اسكات معترضان مى‌گردد.[14]
در قرآن‌كريم آيات بسيارى به تجسم اعمال اشاره دارند؛ مانند آياتى كه بر اساس آنها انسان در آخرت*، اعمال خود را مى‌بيند (زلزال /99،6) و آياتى كه جزاى اخروى اعمال را خود اعمال دانسته (اعراف/7،147) يا به بروز ملكوت برخى از اعمال (نساء/4،10) اشاره دارند.

 

تبيين تجسم اعمال:

بحث از تجسم اعمال بحث درباره نحوه حيات و سرنوشت انسان پس از مرگ و تبيين چگونگى شكل‌گيرى جزاى انسانها در سراى ديگر است. رابطه اعمال و ملكات دنيوى انسان با پاداش و كيفر اخروى را مى‌توان چندگونه تبيين كرد: 1. صرفاً ربطى اعتبارى و قراردادى باشد؛ به اين معنا: همان‌گونه كه قانون‌گذاران دنيوى در برابر جرايم، مجازاتهايى را وضع و اعتبار مى‌كنند خداوند متعالى نيز براى اعمال نيك و بد پاداش و كيفرى را معين كرده كه در آخرت به انسان داده مى‌شود.[15] 2. ‌ تكوينى؛ امّا به شكل ارتباط علّى و معلولى باشد كه با وضع و اعتبار تغيير نمى‌كند. در اين بيان به رغم تكوينى بودن جزاى اخروى نوعى دوگانگى ميان جزا و عمل وجود دارد.[16] 3‌. در مقابل اين دو بيان، طرفداران تجسم اعمال هرگونه دوگانگى و انفكاك ميان عمل و جزاى آن را نفى كرده، به عينيت جزا و عمل* معتقد شده‌اند.[17] بعضى در تبيين تجسم اعمال گفته‌اند: هر حقيقتى در هر عالمى داراى آثار و خواص همان عالم و نشئه است؛ مثلا آب در عالم طبيعت داراى خاصيت رطوبت، ولى در مرتبه ادراك حسى، خيالى يا عقلى داراى ويژگيهاى ديگرى است؛ همين‌طور غضب كه براى انسان وصفى نفسانى است نمود جسمانى آن به شكل افزايش حرارت و برافروختگى رنگ بروز مى‌كند و ممكن است در نشئه اخروى به صورت آتش تجلى كند[18]، بنابراين اعمال، حالات و عقايد انسان افزون بر ظهور دنيوى و مُلْكى داراى باطنى ملكوتى هستند كه از ديد ظاهرى انسانها پنهان است و حيات پس از مرگ و ثواب و عقابهاى آن، ظرف ظهور همان واقعيتهايى است كه در همه عمر انسان در دنيا به همراه وى بوده‌اند؛ ولى او از آنها غافل بوده است، چنان‌كه در آيه 22 ق/50 به
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 251
اين واقعيت اشاره شده است: «لَقَد كُنتَ فى غَفلَة مِن هـذا فَكَشَفنا عَنكَ غِطَـاءَكَ فَبَصَرُكَ اليَومَ حَديد».[19]بعضى از قائلان به تجسم اعمال آن را در دو ناحيه تصوير كرده‌اند: يكى تجسم اعمال و ملكات در ذات نفس انسان به شكل تغيير هويت و حقيقت آن و ديگرى در ناحيه همراهان و قرينهاى اخروى و ساير خصوصيات ثواب و عقاب. به عقيده ايشان اعمال جوارحى و جوانحى انسان باعث ايجاد ملكاتى مى‌گردند كه آنها در نهايتْ سازنده واقعيت ذات هر انسانى‌اند و از سوى ديگر همين اعمال و اعتقادات خود ظهور و بروزى ملكوتى در خارج از ذات انسان دارند كه سبب التذاذ و احياناً رنج و عذاب مى‌گردند.[20] اين تفصيل گرچه در آيات قرآن به روشنى و با صراحت نيامده است؛ امّا برخى رواياتْ ناظر به تغيير حقيقت و هويت ذات انسان به حقايق ديگر بوده، بعضى ديگر، نعمتها و نقمتهاى پس از مرگ و به خصوص همراهان و قرينهاى اخروى انسان را تجلى و ظهور ثانوى اعمال نيك و بد دانسته‌اند.[21] اين مطلب اخير به خوبى در روايت قيس كه در اين باب بسيار مشهور است[22] و از سوى فريقين مستفيض شمرده شده[23] به آن اشاره شده‌است.
در تبيين تجسم اعمال، افزون بر آنچه گفته‌شده آراى ديگرى نيز هستند؛ از جمله گفته‌اند كه نفس پس از مرگ، صورتهايى را به تناسب اعمال و ملكاتى كه در دنيا كسب كرده ايجاد مى‌كند و همين مُنْشآت نفس ثواب و عقاب اخروى آدمى است.[24]

 

اثبات تجسم اعمال:

تجسم اعمال از آيات فراوانى استفاده مى‌شود، هرچند نحوه دلالت آنها متفاوت است. به عقيده برخى مفسران اگر در همه قرآن آيه‌اى جز 22 ق / 50 درباره تجسم اعمال نبود، همان براى اثبات آن كافى بود.[25]
در آيات متعددى، جزاى اعمال در آخرت عين آن اعمال دانسته شده است؛ مانند «هَل يُجزَونَ اِلاّ ما كانوا يَعمَلون».(اعراف/7،147) مدافعان تجسم اعمال اين قبيل آيات را دليل محكمى بر تجسم دانسته‌اند[26]؛ ولى عده‌اى با تأويل اين آيات آن را مبالغه در بيان عدالتِ خدا[27] يا مَجازگويى به شكل ذكر سبب و اراده مسبّب[28] دانسته يا كلمه
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 252
جزاء يا حرف «بـ» را پيش از عبارت «ما كانوا يَعمَلون» در تقدير گرفته‌اند.[29]
در آياتى نيز با تعبيرهاى گوناگونى به تجسم اعمال اشاره شده است؛ مانند تعبيرِ ديدن اعمال در آخرت؛ هر انسانى در آخرت اعمال خوب يا بد خود را هر قدر هم كه اندك و خُرد باشد، مى‌بيند: «فَمَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَّة خَيرًا يَرَه * ومَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَّة شَرًّا يَرَه».(زلزال/99، 7 ـ 8) به عقيده برخى اين آيه از صريح‌ترين آيات در باب تجسم اعمال است.[30] بر اساس آيه ديگرى خداوند، اعمال جهنميان را به آنان نشان مى‌دهد و اين امر مايه پشيمانى و اندوه آنان مى‌شود: «كَذلِكَ يُريهِمُ اللّهُ اَعمــلَهُم حَسَرت عَلَيهِم».(بقره/2،167) در آيه‌اى نيز به ديده شدن سعى انسان در آخرت اشاره شده است: «و اَنَّ سَعيَهُ سَوفَ يُرى».(نجم/53،40) برخى دلالت آيات فوق بر تجسم اعمال را نپذيرفته[31] و مقصود از ديدن عمل را ديدن جزاى آن[32] يا نگاه كردن در صحيفه اعمال[33] دانسته يا به گونه‌اى ديگر آن را تأويل كرده‌اند.[34]
از ديگر تعبيرهاى قرآن، در اين باره تعبير «وجدان و يافتن عمل» است: «يَومَ تَجِدُ كُلُّ نَفس مّا عَمِلَت مِن خَير مُحضَرًا وما عَمِلَت مِن سوء تَوَدُّ لَو اَنَّ بَينَها و بَينَهُ اَمَدَا بَعيدًا». (آل عمران/3،30) در اين آيه پس از اشاره به اينكه هركسى عمل خوب يا بد خود را حاضر مى‌يابد، بيان شده است كه شخص دوست دارد بين او و كارهاى بدش زمانى دراز فاصله باشد. روشن است كه آرزوى دور بودن انسان مجرم از عمل، قابل تأويل به معانى ديگرى غير از تجسم اعمال نيست.[35] در آيه‌اى ديگر پس از اشاره به نامه عمل انسانها در قيامت آمده است كه مجرمان اعمالى را كه انجام داده‌اند مى‌يابند: «و وُضِعَ الكِتـبُ... و وجَدوا ما عَمِلوا حاضِرًا».(كهف/18،49) مقصود از اين آيه يافتن عمل به صورت متناسب با آن دانسته شده است[36]؛ ولى برخى آن را مشاهده عمل در صحيفه اعمال دانسته‌اند[37]، در عين حال بعضى از قائلان به تجسم اعمال، حقيقت نامه* اعمال را شكل‌گيرى ملكات و اعتقادات در قلب انسان دانسته‌اند. به عقيده ايشان مقصود از كتاب و صحيفه در آخرت، ظهور و بروز ذات و حقيقت
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 253
انسان است.[38]
تعبير قرآنى ديگر در اين زمينه تعبير «آوردن اعمال» است. خداوند عمل بنده را حتى اگر همسنگ دانه خردلى باشد، در قيامت مى‌آورد: «اِن تَكُ مِثقالَ حَبَّة مِن خَردَل ... يَأتِ بِهَا اللّهُ».(لقمان/31،16) دلالت اين آيه بر بازگشت خود اعمال به قدرى واضح است كه بسيارى از مخالفان دلالت ساير آيات بر تجسم اعمال، در اين آيه پذيرفته‌اند كه خود عمل در زندگى پس از مرگ بازمى‌گردد.[39]
تعبير ديگر «توفّى» است كه در آيات گوناگونى مانند 25 آل عمران/3،؛ 18 احقاف/46 و 272؛ بقره/2 ذكر شده و برخى آن را مؤيّد تجسم اعمال و برخى ديگر بيگانه از آن دانسته‌اند.[40]
در آيات ديگرى صراحتاً به صورت واقعى اعمال كه چهره ثواب و عقاب اعمال است اشاره شده و بيانگر تمثل يافتگى و پيكربندى و صورت پذيرفتن اعمال و تناسب هريك از اشكال عذاب با جرم و گناه مربوط به آن است. در آيه 10 نساء/4 آمده است: «اِنَّ الَّذينَ يَأكُلونَ اَمولَ اليَتـمى ظُـلمـًا اِنَّما يَأكُلونَ فى بُطونِهِم نارًا = همانا كسانى كه مالهاى يتيمان را به ستم مى‌خورند جز اين نيست كه در شكمهاى خود آتشى مى‌خورند». شبيه اين كيفر به همين مضمون در آيه 174 بقره/2 درباره كيفر كتمان هدايت الهى نيز آمده است. در اين آيه صورت واقعى و ظهور و بروز خوردن مال يتيم و گرفتن پول در برابر پنهان كردن هدايت الهى، خوردن آتش دانسته شده كه برخى از مفسران اين آيات را دليل محكمى بر تجسم اعمال مى‌دانند.[41] در مقابل، بعضى از مفسران در تفسير اين آيات گفته‌اند: اين گونه تعبير كنايه از آن است كه اين اعمال به ورود شخص به آتش مى‌انجامد.[42]
بيان صورت واقعى اعمال در آيات ديگرى نظير 35 توبه/9 آمده است. در اين آيه و آيه 161 آل‌عمران/3 به تجسم گناهان مالى به شكلهاى مختلف اشاره شده است. در بعضى آيات نيز هيزم جهنم ذات انسانهاى مجرم دانسته شده (بقره/2،24) و در آيه‌12‌حجرات/49 نيز آمده است كه حقيقت و تجسم گناه غيبت، خوردن گوشت انسان غيبت شونده است. اين واقعيات در روايات نبوى درباره برخى همسران و اصحاب پيامبر نيز مورد اشاره قرار گرفته است.[43]گرچه در آيات قرآن به موارد اندكى از تعيين نوع ظهور و بروز اعمال اشاره شده؛ امّا در روايات به بيان اين
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 254
خصوصيات بيشتر پرداخته شده است.
در اين زمينه از كشف و شهود عرفا و اولياى الهى‌نيز گزارشهاى فراوانى به ثبت رسيده و ادله شهودى‌فراوانى از شهودهاى ارباب بصيرت در زمينه مشاهده صورتهاى حقيقى اعمال و ذوات انسانى گزارش شده است.[44] در روايات و مكاشفه عارفان براى‌اخلاق ناپسندى چون حسد صورت مار و عقرب[45] و براى خصلت حرص و طمع صورت مورچه ذكر گرديده است.[46] همچنين گفته شده است كه در قيامت‌تكذيب‌كنندگان به شكل ميمون و خوك[47]، شرابخواران به صورت نوشندگان زهر افعى[48]، متكبران در قالب مورچه‌هاى لگدمال شده[49]، گرفتاران عجب به شكل طاووس، شهوت‌پرستان به شكل خروس، تمسخر‌كنندگان به صورت ميمون و صاحبان نيات ناپاك در هيئت روباه[50] ظهور و تجلى خواهند كرد.
در مقابل، اعمال نيكى چون نماز اول وقت با حفظ شرايط به صورت دوست و همراهى مهربان و خوش‌رو[51]، ولايت به شكل بهترين و آراسته‌ترين همراه انسان[52] و اذكارى نظير تسبيحات اربعه به صورت درختهاى بهشتى[53] درخواهند آمد. با تأمل در اين اخبار درمى‌يابيم كه گاهى براى يك عمل يا يك خصلت صورتهاى متفاوتى ذكر شده‌اند.
طرفداران تجسم اعمال افزون بر دلايل قرآنى، روايى و شهودى به ادلّه عقلى نيز براى اثبات آن تمسك جسته‌اند.[54] از مهم‌ترين ادله عقلى در تبيين تجسم اعمال افزون بر آنچه در مباحث حركت جوهرى و اتحاد عاقل و معقول و معاد جسمانى طرح شده دليلى است كه بر اساس آن تجسم اعمال لازمه عدل الهى در نحوه اعطاى جزا دانسته شده، زيرا اولا در اين‌گونه كيفر و پاداش دادن، جزا عين عمل است و بين آنها دوگانگى وجود ندارد.[55] ثانياً نتيجه و جزا بدون هيچ فاصله‌اى به عامل داده مى‌شود؛ همچنين تناسب جزاى اخروى با اعمال محدود دنيوى تنها با مبناى تجسم اعمال تبيين‌پذير است، زيرا اگر ثبوت و تقرر دائم ملكات نفسانى و تجسم اعمال را تا ابد نپذيريم خلود اهل معصيت در جهنم و عقاب توجيهى ندارد، چون اگر منشأ خلود را عمل يا حالت زايل شده بدانيم، در اين صورت ملتزم به بقاى معلول با زوال علت شده‌ايم كه آن نيز محال
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 255
است.[56] در برخى روايات در تعليل خلود اخروى گفته شده است: خداوند مى‌دانست كه فرد صالح يا غير صالح اگر تا ابد هم در دنيا مى‌ماند به روش خود ادامه مى‌داد و از همين رو ايشان در نعمت و عذاب جاودانه‌اند.[57] بعضى از متفكران بر اين عقيده‌اند كه مراد اين روايات تعليق خلود بر علم الهى نيست، بلكه منظور از آن تأثير‌افكار و نيات انسان در ساخته شدن حقيقت و واقعيت اوست[58]، از همين روست كه در آثار غالب قائلان به تجسم اعمال نوعى اصرار بر تعميم مسئله تجسم به خصوصيات اعتقادى و نيّات افزون بر اعمال و خصايص ديده مى‌شود.[59] منشأ اين تعميم را در روايات‌نيز مى‌توان يافت.[60] حاصل اينكه تجسم اعمال حقيقتى برخاسته از صفت عدل الهى است.[61]
در برابر مدافعان تجسم اعمال، عدّه‌اى به مخالفت با آن برخاسته‌اند. ممكن است علت برخى مخالفت‌ها و تأويلات آياتى باشد كه جزا را مستقيماً به خداوند سبحان نسبت مى‌دهد؛ مانند «لِيَجزِىَ اللّهُ»(ابراهيم/14،51)؛ «اَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ»(فتح/48،6) و «اِن تُعَذِّبهُم فَاِنَّهُم عِبَادُكَ».(مائده/5، 118) اين آيات به ثبوت نوعى معذِّب خارجى اشاره دارد كه با برخاستن پاداش و كيفر از درون انسان و اعمالش سازگار نيست. موافقان تجسم اعمال به دو صورت تعارض ظاهرى ميان اين آيات و آيات تجسم اعمال را حلّ كرده‌اند: گروهى با عدم پذيرش حصر جزا در تجسم عمل به رفع تعارض پرداخته‌اند.[62] گروهى نيز گفته‌اند كه همه افعالِ با‌واسطه و بىواسطه در عالم وجود، به خداوند سبحان استناد دارند و بر اين اساس مفاد اين آيات با تجسم اعمال مخالفتى ندارد، زيرا به‌هر حال شكل‌گيرى جزا به صورت تجسم عمل نيز به تكوين و اراده الهى باز مى‌گردد.[63] بعضى ديگر نيز اين گونه خطابها را مطابق فهم عموم مردم و نوعى مماشات در تفهيم معارف و در عين حال سازگار با تجسم اعمال دانسته‌اند.[64]
در آياتى نيز به چندين برابر شدن جزاى اعمال نيك اشاره شده كه ممكن است نقضى براى تجسم اعمال دانسته شود؛ مانند «مَن جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشرُ اَمثالِها»(انعام/6،160)[65]؛ امّا در مورد اعمال خوب بايد گفت از آنجا كه اين اعمال در راستاى جهت‌گيرى نظام عالم‌اند طبعاً بارور مى‌شوند؛ يعنى زمينه مى‌شوند تا از سوى
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 256
خداوند فيض بيشترى هم به آن افاضه گردد.[66]
پاره‌اى ديگر از مخالفتها با تجسم اعمال به سبب شبهات عقلى بوده است؛ مخالفتهاى فخر‌رازى و مجلسى را مى‌توان از اين قسم شمرد. ايشان و بعضى بر اين عقيده‌اند كه لازم تجسم اعمال تبديل عرض به جوهر است[67] يا اينكه عمل، عرض و قائم به شخص است و با زوال شخص آن نيز معدوم مى‌گردد و اعاده معدوم محال‌است.[68] ايشان بر اثر همين شبهات، آيات و روايات روشن درباره تجسم اعمال را تأويل كرده‌اند و در مواردى كه تأويل دچار دشوارى و مشكل شده است گفته‌اند: خداوند در قيامت صورتهايى متناسب با اعمال دنيوى به صورت ابتدايى مى‌آفريند.[69] در مقابل، مدافعان تجسم اعمال مى‌گويند: عمل زنده و موجود است و از بين نمى‌رود.[70] درباره تبديل عرض به جوهر نيز گفته شده كه اعمال با تأثير خود در روح به ملكات و جوهر نفسانى تبديل مى‌شوند و دليلى بر محال بودن چنين تغيير و تحولى نيست[71] و هر حقيقتى در هر نشئه و عالمى داراى احكام مخصوص به همان نشئه است.[72]
برخى در پاسخ از شبهه بقاى عمل يا عرض و تبديل آن به جوهر از مباحث علوم تجربى بهره جسته و بر اين عقيده‌اند كه بر اساس قوانين تجربى، ماده و انرژى هيچ‌گاه از بين نمى‌روند؛ بلكه به يكديگر تبديل مى‌گردند و بر اين اساس اعمال انسان كه انرژى است مى‌تواند به صورت ماده و جسم تجسم يابد[73]؛ ولى بعضى از محققان اين رويكرد را نپذيرفته و ويژگيهاى ماده و انرژى را از خصوصيات خوبى و بدى اعمال و نيز اعتقادات و نيّات بيگانه دانسته و درباره ارتباط اين دو ترديد و مناقشات جدى كرده‌اند.[74]

 

ظرف تجسم اعمال:

گرچه متبادر از عمده آيات و روايات تجسم اعمال، ظهور صورتهاى باطنى اعمال در خصوص قيامت است؛ ولى با توجه به ادله عقلى[75] و مكاشفات عرفانى[76] و بسيارى از روايات، تجسم اعمال در برزخ نيز اثبات‌پذير بوده، تفاوت صورتهاى اخروى و برزخى به شدت و ضعف است[77]، افزون بر اين از ظاهر بعضى از آيات برمى‌آيد كه صورتهاى ياد شده
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 257
هم‌اكنون در زندگى دنيا نيز همراه انسانها هستند، چنان‌كه آيه 10 نساء/4 كه تجسم اعمال را ثابت مى‌كند[78] با عبارت «اِنّما يَأكُلونَ فى بُطونِهِم ناراً» به آن اشاره دارد، زيرا مقصود از «يَأكُلونَ»به قرينه عطف «سَيَصلَونَ سَعيرا»بر آن، كه مشتمل بر حرف استقبال و اشاره به عذاب اخروى است، زمان حال است. البته از برخى نقل شده است كه عبارت مذكور را مجاز و ظرف تجسم اعمال را تنها قيامت دانسته‌اند. [79] واقعيتِ وجود و حضورِ جهنم در باطن حيات دنيوى در آيه 54 عنكبوت/29 نيز به اشاره آمده است: «يَستَعجِلونَكَ بِالعَذابِ واِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالكـفِرين = از تو به شتاب عذاب مى‌خواهند، حال آنكه همانا دوزخ بر كافران احاطه دارد». برخى براى اثبات مدعاى فوق چنين استدلال كرده‌اند كه لفظ مشتق در معناى حقيقى بر زمان حال دلالت دارد و استعمال آن و اراده زمان آينده مَجاز است و از اين رو بايد اين آيه را چنين معنا كرد كه جهنم هم‌اكنون نيز در باطن بر كافران احاطه دارد و البته پس از مرگ ظهور و بروز خواهد يافت.[80] آيه 22 ق/50 نيز به خوبى دلالت دارد كه واقعيتهاى اخروى در دنيا هم حضور داشته‌اند؛ ولى انسان به آنها توجه نداشته است. در غير اين صورت واژه غفلت در آيه معنا پيدا نخواهد كرد.[81]

 

حصر يا عدم حصر جزا در تجسم اعمال:

بعضى از آيات قرآن به نوعى بر حصر جزاء در تجسم اعمال دلالت دارند؛ در قرآن گاهى با تعبير به اِنّما: «اِنَّما تُجزَونَ ما كُنتُم تَعمَلون»(طور/52،16) و گاهى با هيئت حصر در آيه‌54‌يس/36: «و لا تُجزَونَ اِلاّ ما كُنتُم تَعمَلون» بر آن تأكيد شده است. طرفداران تجسم اعمال در بحث حصر جزا در تجسم عمل به دو گروه تقسيم شده‌اند: عده‌اى حصر را پذيرفته و بر آن پاى فشرده[82] و حتى براى اثبات آن دليل عقلى اقامه كرده‌اند. در اين دليل براى نفى هرگونه تأثير و تأثر خارجى در حالت نفس و اينكه حالات اخروى نفس تنها برخاسته از خود نفس و فعليتهاى ذاتى آن است چنين استدلال شده كه در عالم پس از مرگ هيچ استعداد و قوه‌اى نيست و همه كمالات و نقايص به ذات نفس و واقعيتهاى نفسانى بازمى‌گردند.[83] بعضى مفسران حتى مسائلى نظير شفاعت و استغفار بازماندگان و امورى شبيه اينها را به نوعى به واقعيتهاى نفسانى خود شخص بازگردانده‌اند و تأثير اين عوامل را به صورت عاملى بيگانه از ذات نفس و تلاشهاى دنيوى انسان انكار كرده‌اند.[84] گروه دوم از مدافعان تجسم اعمال حصر حقيقى را در اين آيات نپذيرفته‌اند.
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 258
ايشان با توجه به ظاهر آياتى كه تأثير‌نوعى معذِّب خارجى را ثابت مى‌كنند، نظير آيه‌51 ابراهيم/14: «لِيَجزِىَ اللّهُ كُلَّ نَفس ما كَسَبَت =تا خداوند هركس را سزاى آنچه كرده است بدهد» يا آيه 47 روم/30: «فَانتَقَمنا مِنَ الَّذينَ اَجرَموا = آنگاه از كسانى كه بدكارى كردند انتقام گرفتيم» و نيز آيه‌118‌مائده/5 و 4 انسان/76، معتقدند كه جزاى اخروى در تجسم اعمال منحصر نيست.[85] به عقيده اين گروه مقتضاى جمع بين ظاهر آيات و روايات گوناگون آن است كه در جهان پس از مرگ دو نوع جزا تحقق دارد: يكى حاصل از تجسم اعمال انسان و ديگرى ناشى از جزاى الهى به صورت جداگانه. برخى بر اين عقيده‌اند كه انحصار پاداش و كيفر در تجسم اعمال خلاف ضرورت دين است.[86]

 

پی نوشت:

[1]. الكافى، ج3، ص‌231؛ الميزان، ج‌18، ص‌180، 205.

[2]. جامع السعادات، ج1، ص49؛ تفسير المنار، ج‌8، ص‌322.
[3]. زاد المسافر، ص‌392.
[4]. الكافى، ج‌3، ص‌231، 255؛ سنن ابن ماجه، ج‌1، ص‌568، مسند احمد، ج‌2، ص‌489.
[5]. ر. ك: العرشيه، ص‌96 ـ 97؛ تفسير صدرالمتألهين، ج‌7، ص‌225 ـ 226.
[6]. اسفار، ج‌8، ص‌370، ج‌9، ص‌294؛ علم‌اليقين، ج‌2، ص‌1080؛ جامع السعادات، ج‌1، ص‌50.
[7]. اسفار، ج‌9، ص‌228.
[8]. جامع‌البيان، ج‌4، ص‌211، 255؛ التبيان، ج‌3، ص‌64؛ مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌896 ـ 897، 873.
[9]. روح المعانى، ج‌8، ص‌124؛ اسرار الحكم، ص‌373؛ پيام‌قرآن، ج‌6، ص‌120.
[10]. التفسير الكبير، ج9، ص‌73؛ روح المعانى، ج‌8، ص‌124.
[11]. تفسير المنار، ج‌8، ص‌321.
[12]. جامع السعادات، ج‌1، ص‌53.
[13]. فى ظلال القرآن، ج‌6، ص‌3955.
[14]. الميزان، ج‌2، ص‌180.
[15]. ر. ك: مجموعه آثار، ج‌1، ص‌230، «عدل الهى».
[16]. ر. ك: همان، ج‌4، ص‌806، «معاد».
[17]. ر. ك: همان، ج‌1، ص‌230، «عدل الهى».
[18]. شواهد الربوبيه، ص‌398؛ العرشيه، ص‌95 ـ 96.
[19]. الميزان، ج‌1، ص‌92.
[20]. تفسير صدرالمتألهين، ج‌4، ص‌285.
[21]. ر. ك: الكافى، ج‌3، ص‌231 ـ 255؛ بحارالانوار، ج‌7، ص‌228 ـ 230.
[22]. بحارالانوار، ج‌7، ص‌228؛ علم اليقين، ج‌2، ص‌1079؛ جامع السعادات، ج‌1، ص‌49.
[23]. الفردوس الاعلى، ص‌283.
[24]. اسفار، ج‌8، ص‌393؛ ج‌9، ص‌31، 227 ـ 228، 342 ـ 343.
[25]. الميزان، ج‌1، ص‌92.
[26]. الاربعين، ص189، 246 ـ 247؛ الميزان، ج19، ص334.
[27]. التبيان، ج‌8، ص‌467؛ التفسير الكبير، ج‌26، ص‌91.
[28]. مجمع‌البيان، ج‌5، ص‌41؛ التفسير الكبير، ج‌25، ص‌82؛ روح‌المعانى، ج‌9، ص‌92؛ ج‌23، ص‌49.
[29]. جامع‌البيان، ج‌23، ص‌17؛ تفسير شبّر، ج‌2، ص‌416؛ ج‌5، ص‌232؛ تفسير قرطبى، ج‌15، ص‌52.
[30]. اربعين، ص‌189.
[31]. جامع‌البيان، ج‌2، ص‌101 ـ 104؛ التبيان، ج‌2، ص‌68؛ مجمع‌البيان، ج‌1، ص‌457 ـ 458.
[32]. جامع‌البيان، ج‌27، ص‌98؛ التبيان، ج‌10، ص‌394؛ الكشاف، ج‌2، ص‌726 ـ 727.
[33]. جامع البيان، ج‌15، ص‌320؛ الكشاف، ج‌2، ص‌726 ـ 727؛ التفسير الكبير، ج‌32، ص‌60.
[34]. جامع‌البيان، ج‌2، ص‌101 ـ 104؛ التبيان، ج‌2، ص‌68؛ مجمع‌البيان، ج‌1، ص‌457 ـ 458.
[35]. تفسير صدرالمتالهين، ج‌5، ص‌39؛ نمونه، ج‌2، ص‌506.
[36]. الميزان، ج‌13، ص‌325.
[37]. جامع البيان، ج‌15، ص‌320 ـ 321؛ الكشاف، ج‌2، ص‌726 ـ 727؛ التفسيرالكبير، ج‌21، ص‌134؛ الصافى، ج‌3، ص‌245 ـ 246.
[38]. تفسير صدرالمتالهين، ج‌5، ص‌40.
[39]. جامع البيان، ج‌21، ص‌88؛ مجمع‌البيان، ج‌8، ص499؛ الكشاف، ج‌3، ص‌496.
[40]. الميزان، ج‌2، ص‌180؛ ج‌18، ص‌42، 205، 222.
[41]. الميزان، ج‌4، ص‌203 ـ 204، 210؛ ج‌1، ص‌426؛ فى‌ظلال‌القرآن، ج‌1، ص‌588.
[42]. جامع‌البيان، ج‌2، ص‌122؛ التبيان، ج‌2، ص‌88؛ مجمع‌البيان، ج‌1، ص‌469.
[43]. بحارالانوار، ج‌72، ص‌256؛ المحاسن، ص‌461؛ الدرالمنثور، ج‌6، ص‌102.
[44]. الفتوحات المكيه، ج‌11، ص‌201؛ تفسير صدرالمتألهين، ج‌4، ص‌303.
[45]. علم اليقين، ج‌2، ص‌1077.
[46]. شرح الاسماء، ج1، ص181؛ شرح مثنوى، ج‌1، ص‌119.
[47]. ثواب الاعمال، ص‌212؛ بصائر الدرجات، ص‌135.
[48]. بحارالانوار، ج‌73، ص‌364.
[49]. الفردوس الاعلى، ص‌270؛ جزء فيه احاديث، ص‌63؛ محاسبة النفس، ص‌127.
[50]. علم‌اليقين، ج‌2، ص‌1099.
[51]. وسائل الشيعه، ج‌8، ص‌90؛ ج‌11، ص‌137.
[52]. المحاسن، ص‌288.
[53]. بحارالانوار، ج‌8، ص‌149.
[54]. درر الفوائد، ج‌2، ص‌465.
[55]. الميزان، ج‌13، ص‌325.
[56]. اسفار، ج‌9، ص‌335.
[57]. الكافى، ج‌2، ص‌85؛ ميزان الحكمه، ج‌1، ص‌475.
[58]. مجموعه آثار، ج‌4، ص‌705 ـ 706، «معاد».
[59]. تفسير صدر المتالهين، ج‌4، ص‌288 ـ 289؛ العرشيه، ص‌282 ـ 283؛ اربعين، ص‌189، 235.
[60]. الكافى، ج‌3، ص‌241؛ بحارالانوار، ج‌6، ص‌266؛ اربعين، 233 ـ 247.
[61]. الميزان، ج‌13، ص‌325.
[62]. جامع السعادات، ج‌1، ص‌52.
[63]. اسفار، ج‌9، ص‌295.
[64]. مجموعه آثار، ج‌4، ص‌704، «معاد».
[65]. همان، ص‌705 ـ 706.
[66]. مجموعه آثار، ج 4، ص‌706، «معاد».
[67]. بحارالانوار، ج‌7، ص‌229 ـ 230.
[68]. التفسير الكبير، ج‌8، ص‌16 ـ 17؛ ج‌4، ص‌2؛ سلسله مؤلفات مفيد، ج‌4؛ ص‌205 ـ 206، «اوائل المقالات»؛ مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌732.
[69]. مرآة‌العقول، ج9، ص94، 95؛ بحارالانوار، ج7، ص228.
[70]. ر. ك: تفسير موضوعى، ج‌5، ص‌54، 76 ـ 96.
[71]. شرح مثنوى، ص‌119 ـ 20.
[72]. اربعين، ص80، 247؛ اسفار،ج9، ص204؛ شواهدالربوبيه، ص‌398.
[73]. راه طى شده، ص‌206 ـ 209.
[74]. آموزش عقائد، ج‌3، ص‌107 ـ 108؛ مجموعه آثار، ج‌4، ص‌806، «معاد».
[75]. اسفار، ج‌9، ص‌335.
[76]. بحارالانوار، ج‌7، ص‌229.
[77]. اسفار، ج‌9، ص‌335.
[78]. الميزان، ج‌4، ص‌204.
[79]. الميزان، ج‌4، ص‌204.
[80]. چهل حديث، 461 ـ 462.
[81]. الميزان، ج‌1، ص‌92.
[82]. تفسير صدرالمتالهين، ج‌5، ص‌28 ـ 29، 221.
[83]. مجموعه مصنفات، ج‌2، ص‌95 ـ 96.
[84]. الميزان، ج‌19، ص‌46.
[85]. جامع السعادات، ج‌1، ص‌53.
[86]. همان، ص‌48 ـ 53. 

 

: منابع

آموزش عقايد، محمد تقى مصباح، تهران، سازمان تبليغات، 1379‌ش؛ اربعين، البهائى (م. ‌1031‌ق.)، ترجمه و كوشش: بخشايشى، قم، نويد اسلام؛ اسرار الحكم، هادى السبزوارى (م. ‌1289‌ق.)، به كوشش ميانجى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1362‌ش؛ بحارالانوار، المجلسى (م. ‌1110‌ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربى، 1403‌ق؛ بصائر الدرجات، الصفار (م. ‌290‌ق.)، به كوشش كوچه باغى، شركت چاپ كتاب؛ پيام قرآن، مكارم شيرازى و ديگران، قم، مدرسه امام على بن ابيطالب(عليه السلام)، 1374‌ش؛ التبيان، الطوسى (م. ‌460‌ق.)، به كوشش احمد حبيب‌العاملى، بيروت، دار احياء التراث العربى؛ تفسير الصافى، الفيض الكاشانى (م. ‌1091‌ق.)، بيروت، اعلمى، 1402‌ق؛ تفسير القرآن الكريم، الشبّر (م. ‌1242‌ق.)، به كوشش حامد حفنى، بيروت، دار احياء التراث العربى، 1407‌ق؛ تفسير القرآن الكريم، صدرالمتالهين (م. ‌1050‌ق.)، به كوشش خواجوى، قم، بيدار، 1366‌ش؛ التفسير الكبير، الفخر الرازى (م. ‌606‌ق.)، قم، دفتر تبليغات، 1413‌ق؛ تفسير المنار، رشيد رضا (م. ‌1354‌ق.)، قاهرة، دارالمنار، 1373‌ق؛ تفسير موضوعى قرآن‌كريم، جوادى آملى، تهران، اسراء، 1373ش؛ تفسير نمونه، مكارم شيرازى و ديگران، تهران، دارالكتب الاسلامية، 1375‌ش؛ ثواب الاعمال، الصدوق (م. ‌381‌ق.)، قم، منشورات الرضى، 1368‌ش؛ جامع البيان، الطبرى (م. ‌310‌ق.)، به كوشش صدقى جميل، بيروت، دارالفكر، 1415‌ق؛ جامع السعادات، محمد مهدى النراقى (م. ‌1209‌ق.)، به كوشش كلانتر، بيروت، اعلمى، 1408‌ق؛ الجامع لاحكام القرآن، القرطبى (م. ‌671‌ق.)، بيروت، دارالكتب العلمية، 1417‌ق؛ جزء فيه احاديث نافع بن ابى نعيم، محمدبن ابراهيم المقرى (م. ‌381‌ق.)، به كوشش ابوالفضل الجوينى، دارالصحابه للتراث، 1411‌ق؛ الحكمة المتعاليه (الاسفار)، صدرالمتألهين (م. ‌1050‌ق.)، بيروت، احياءالتراث العربى، 1987 م؛ دررالفوائد، محمدتقى الآملى (م. ‌1336‌ق.)، قم، دارالتفسير، 1416‌ق؛ الدرالمنثور، السيوطى (م. ‌911‌ق.)، بيروت، دارالفكر، 1414‌ق؛ راه طى شده، بازرگان، تهران، شركت سهامى انتشار، 1338‌ش؛ روح المعانى، الآلوسى (م. ‌1270‌ق.)، به كوشش محمد حسين، بيروت، دارالفكر، 1417‌ق؛ زادالمسافر، صدرالمتألهين (م. ‌1050‌ق.)، به كوشش آشتيانى، بوستان كتاب، 1381‌ش؛ سلسله مؤلفات الشيخ المفيد، المفيد (م. ‌413‌ق.)، دارالمفيد، 1414‌ق؛ سنن ابن ماجه، ابن‌ماجه (م. ‌275‌ق.)، به كوشش محمد فؤاد، بيروت، دار احياء التراث العربى، 1395‌ق؛ شرح الاسماء اَو شرح دعاء الجوشن الكبير، هادى السبزوارى (م. ‌1289‌ق.)، به كوشش حبيبى، تهران، دانشگاه تهران، 1375‌ش؛ شرح چهل حديث، امام خمينى(قدس سره)
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 259
(م. ‌1368‌ش.)، تهران، نشر آثار امام(قدس سره)، 1376‌ش؛ شرح مثنوى، هادى السبزوارى (م. ‌1289‌ق.)، به كوشش بروجردى، تهران، وزارت ارشاد، 1377‌ش؛ الشواهدالربوبيه، صدرالمتألهين (م. ‌1050ق.)، به كوشش آشتيانى، مشهد، دانشگاه مشهد، 1346‌ش؛ العرشيه، صدرالمتألهين (م. ‌1050‌ق.)، به كوشش فولادكار، بيروت، التاريخ العربى، 1420‌ق؛ علم اليقين فى اصول الدين، الفيض الكاشانى (م. ‌1091‌ق.)، به كوشش بيدارفر، قم، بيدار، 1377‌ش؛ الفتوحات المكيه، محيى الدين بن عربى (م. ‌638‌ق.)، به كوشش عثمان يحيى، قاهرة، الهيئة المصرية، 1405‌ق؛ الفردوس الاعلى، محمد حسين كاشف الغطاء، به كوشش طباطبايى، تبريز، مطبعة الرضايى، 1372‌ش؛ فى ظلال القرآن، سيد قطب (م. ‌1386‌ق.)، القاهرة، دارالشروق، 1400‌ق؛ الكافى، الكلينى (م. ‌329‌ق.)، به كوشش غفارى، تهران، دارالكتب الاسلامية، 1375‌ش؛ الكشاف، الزمخشرى (م. ‌538‌ق.)، قم، بلاغت، 1415‌ق؛ كنزالعمال، المتقى الهندى (م. ‌975‌ق.)، به كوشش صفوه السقاء، بيروت، الرسالة، 1413‌ق؛ مجمع البيان، الطبرسى (م. ‌548‌ق.)، بيروت، دارالمعرفة، 1406‌ق؛ مجموعه آثار، مرتضى مطهرى (م. ‌1358 ش)، تهران، صدرا، 1377‌ش؛ مجموعه مصنفات، آقا على مدرس طهرانى (م. ‌1307‌ق.)، به كوشش كديور، تهران، اطلاعات، 1378‌ش؛ محاسبة النفس، الكفعمى (م. ‌905‌ق.)، به كوشش فارس الحسون، قم، قائم آل‌محمد(عج)، 1413ق؛ المحاسن، ابن خالد البرقى (م. ‌274‌ق.)، به كوشش حسينى، تهران، دارالكتب الاسلامية، 1326‌ش؛ مرءاة العقول، المجلسى (م. ‌1111‌ق.)، به كوشش سيد هاشم رسولى، تهران، دارالكتب الاسلامية، 1363‌ش؛ مسند احمد، احمد بن حنبل (م. ‌241‌ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربى، 1415‌ق؛ ميزان الحكمه، رى شهرى، قم، دارالحديث، 1416‌ق؛ الميزان، الطباطبايى (م. ‌1402‌ق.)، بيروت، اعلمى، 1393‌ق؛ وسائل الشيعه، الحر العاملى (م.1104ق.)، قم، آل‌البيت(عليهم السلام)لاحياءالتراث، 1412ق.

 



:: بازدید از این مطلب : 452
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : دوشنبه 02 دی 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan

زندگی معلم

 

زندگي را شايد

غنچه تفسير كند وقت شكفتن به درخت

زندگي را شايد

ماه تعبير كند در دل شبهاي سياه .

زندگي را شايد

مرگ معنا بخشد در جهاني ديگر .

زندگي از نظر من اما :

رفتن و آمدن از مدرسه است ،

پيشه ام كاشتن معرفت است ؛

هديه آب به باغ دانش ،

بردن كودك معصوم به راه فردا .

كودكان چشم اميدي به نگاهم دارند

تا بياموزند علم ، رمز و راز دنيا

تا كه بنمايم صرف ، فعل راه فردا.

كودكان معني آب و هدف زندگي اند

كودكان راز گل و سادگي اند

زندگي را هر روز ،

مي كنم تفسير بر تخته سياه .

زندگي را هر روز،

مي كنم هديه به امواج نگاه

زندگي يافتن مجهولات است

زندگي تكيه شاگردان بر شانه ماست.

تا كه فرصت دارم

چون درختان در باد

صبر را پيشه خود خواهم ساخت

گرچه طوفان حوادث ببرد برگ مرا .

ريشه را سخت نمايم در خاك

تا كه در فصل بهار بار ديگر

بشوم سبز و بمانم در باغ

 



:: بازدید از این مطلب : 488
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 15 آذر 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan

 

روش آموزش علوم

روش های آموزشی علوم الگوی کار و بحث گروهی مقدمه: امروزه در دنیا هیچ کاری در زمینه های علم فناوری، اقتصاد و حتی فکر و اندیشه به صورت فردی انجام نمی شود. کارگروهی یکی از روش های اصلی تدریس در کلاس علوم است و باید دانش آموزان را به کارگروهی واداریم. هدف: کار و بحث گروهی، در عین این که یک روش آموزشی است، برای ما هدف نگرشی بسیار مهمی تلقی می شود. کار گروهی فرصت ایجاد نگرش های مثبت نسبت به مدرسه و علم را در ذهن های دانش آموزان به وجود می آورد و تعامل عاطفی را بین آنها تقویت می کند. انسان موجودی اجتماعی است. کار و بحث گروهی، دانش آموزان را با مشکلاتی که در بزرگ سالی بر سر راه زندگی اجتماعی آنها وجود دارد، آشنا می کند و راه مقابله و برطرف کردن مشکلات را به آنان می آموزد. در واقع، این تمرینی کوچک برای رسیدن به زندگی اجتماعی بهتر است. در جریان کار گروهی، دانش آموزان علاوه بر تجربه اندوزی در تقسیم کار و مسئولیت، تجربیاتی نیز در زمینه ی مدیریت و سازمان دهی فعالیت ها به دست می آورند. شرکت در کار و بحث گروهی باعث ایجاد یادگیری عمیق تر و ماندگارتر می شود. نکات اجرایی



:: بازدید از این مطلب : 485
|
امتیاز مطلب : 52
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
تاریخ انتشار : جمعه 15 آذر 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan

ویژگیهایمعلم موفّق

معلمی شغل نیست بلکه هنر است. معلمی یکی از مقدس ترین جلوه های صبر و برد باری و عشق و ایثار است.معلم،هم انسان ساز و هم آینده ساز است.او می تواند در گلستان علم و ادب ،گلهای رنگارنگ و معطر برویاند و تمام تلاش خود را برای به ثمر رساندن آنها بکار گیردتا همگان از استشمام رایحه خوش این گلها ی باغ تعلیم و تربیت به وجد آیند.معلم موفق کسی است که با اصول و قواعد تعلیم و تربیت آشنایی کامل دارد و از تمام ظرفیتهای وجودی خود و نیز کلیه امکانات موجود جهت تعلیم و تربیت آینده سازان کشور بهره می گیرد. ضمن آرزوی موفقیت برای کلیه همکاران عزیز٬در اینجا به نکات ظریف ومهمی که هر معلمی می بایست در جهت موفقیت کار خود و تعلیم و تربیت بهتر دانش آموزان بکار گیرد اشاره می کنیم.

معلم موفّق کسیاستکه:

*از کلاس درس و کار با دانش آموزان لذت می برد.

*از جدیدترین اطلاعات روانشناسی و روش تدریس جهت اداره کلاس و حل مشکلات دانش آموزان استفاده می کند.

* به شغل خود  عشق می ورزد و از آن بدگویی نمی کند.

*جدیت و پشتکار دارد.

*با حوصله،صبور،خوش برخورد ٬ مهربان و صمیمی است.

*در کارش جدی است و قاطعیت دارد.

*در حد توان دانش آموزان از آنان انتظار دارد.

*دانش آموزان را به مطالعه و تحقیق، تشویق می کند.

* با صداقت و خوش قول است.

*منظم و وقت شناس است.

*ظاهری آراسته و سیرتی نیکو دارد .

*با اسامی ،خلق و خو و روحیات دانش آموزان آشناست.

*به شخصیت دانش آموزان احترام می گذارد و از توهین و تحقیر و تمسخر آنان پرهیز می نماید.

*مسئولیت پذیر است و دانش آموزان را نیز به این کار تشویق می کند.

*همواره بر دانش و اطلاعات خود می افزاید.

*بر تدریس مسلط است و جدید ترین روشهای تدریس را بکار می گیرد..

*برای کلاس درس ،برنامه ریزی دارد.

*عدالت را رعایت می کند و بین دانش آموزان تبعیض قائل نمی شود.

*دانش آموزان را تشویق می کند که به یکدیگر احترام بگذارند.

* هیچ کاری را بصورت نیمه کاره رها نمی کند.

*از روشهای تشویقی بیشتر از روشهای تنبیهی استفاده می کند.

*با دانش آموزان می خندد ولی به آنها نمی خندد.

*انتقاد پذیر است و در مقابل انتقادات ،حالت تهاجمی نمی گیرد و موضع گیری نمی کند.

*به دانش آموزان روحیه می دهد و آنان را از شکست نمی ترساند.

*اختلافات پیش آمده در کلاس را همانجا حل می کند.

*ازتکنولوژی و وسایل کمک آموزشی بخوبی استفاده می کند.

*کنترل و نبض کلاس را در دست دارد.

*با دانش آموزان مشکل دار بصورت خصوصی صحبت می کند .

*منضبط است و قدرت کلاسداری دارد.

      معلمعزیز! خلعتزیبایپیامبرانبرازندهوجودنازنینتباد!

 



:: بازدید از این مطلب : 412
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 12 آذر 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan

به نام خدا

(سؤالات علوم تجربی)

نام و نام خانوادگی:

----------------------------------

۱- نام علمی آب اکسیژنه ............................. است.

۲- دو مشخّصه ی نیرو عبارت اند از......................... و ....................... .

3- در ایران آتشفشان .......... وجود ندارد.

4-برای مشخّص شدن میزان اسیدی بودن محیط از ........................... استفاده می کنند.

5- هر چه ph محیط کم تر باشد آن محیط ............................. بیش تری نسبت به محیط های دیگر دارد.

6- چرا میزان یون مثبت هیدروژنه افزایش پیدا می کند؟

 

7- ریخته شدن اسید بر روی سنگ مرمر باعث چه چیز هایی می شود؟(3 مورد)

8- حجم اکسیژن بر اثرفشار دچار تغییر می شود یعنی چه؟

 

 

9- دانش مندان با بررسی چه چیز هایی می فهمند که در گذشته چند بار آتشفشان فوران نموده است؟(2مورد)

 

10- چه وقت هایی سونامی پدید می آید؟

11- کانون زمین لرزه چیست و عمق آن چند کیلومتر است؟

 

12- مهم ترین ویژگی امواج لرزه ای چیست؟

13- قرمز شدن کاغذph به چه دلیلی است؟

14- قطع بیش از حدّ درختان باعث چه چیزی می شود؟

 

15- برای تهیهّ ی 1000 جلد کتاب 500 برگی باید 3 اصله درخت قطع شود یعنی چه؟(با راه حل)

-----------------------------------------------------------

پایان سؤالات علوم تجربی

اگر من جان به جای دوست بگزینم حرامم باد



:: بازدید از این مطلب : 593
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 02 آذر 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan

به نام خدا

(سؤالات ریاضی)

نام و نام خانوادگی:

----------------------------------

1- حاصل عبارت روبرو کدام است؟           =

1)   4                                    2)    4                              3) 41                            4)82

2-کشاورزی بار اوّل  زمین خود را شخم زد و بار دوم  بقیه ی زمین را شخم زد او تا کنون چه کسری از کلّ زمین خود را شخم زد؟

1)                                      2)                                    3)                                4)

3- کدام کسر از بقیه کوچک تر است؟

1)                                     2)                                      3)                                4)

4- نصف ظرفی پر از آب است.اگر 2/1 لیتر از آب آن را خالی کنیم، حجم آب ثلث می شود. ظرفیت ظرف چند لیتر است؟

         1) 60                                  2) 36                                 3) 2/7                          4) 4/2

۵- اگر عدد ۵/۰ را در خودش ضرب کنیم، آن گاه حاصل چه تغییری می کند؟

1)   از 5/0 کوچک تر می شود.                                     2) از 5/0 بزرگ تر می شود.                             

 3) از 1 بزرگ تر می شود.                                  4) از 1 کوچک تر می شود.

6- باقی مانده ی تقسیم 8/2 بر 3/0 چند برابر باقی مانده ی 8/21 بر 3/0 می باشد ؟

1)  1 برابر                         2) 2 برابر                          3)  برابر                    4)  برابر

7- اگر اندازه ی هر زاویه ی خارجی چند ضلعی منتظم 10 درجه باشد، این چند ضلعی، چند ضلع دارد؟

1)   36 ضلع                     2) 18 ضلع                         3) 8 ضلع                  4) 42 ضلع

8-  اختلاف مجموع زوایای داخلی و خارجی کدام چند ضلعی 180 درجه است؟

1)   5 ضلعی                       2) 6 ضلعی                         3) 7ضلعی               4) 4 ضلعی

9- اگر مکمّل دو زاویه ی (ر) و (ص) برابر با 80 درجه باشد، اختلاف دو زاویه ی (ر) و (ص) چقدر است؟

1)   0 درجه                         2) 40 درجه                       3) 80 درجه            4) 100 درجه

10- حاصل عبارت روبرو کدام است؟                    = (((8÷16)- 25)+32)                                  

1)   52                                 2) 55                                  3) 62                      4) 68

۱۱- برای هر کدام از مثال ها تقریب درست رابه کار ببر.

الف) وزن بار یک وانت هندوانه :                                          ج) وزن یک قطعه کالا:

ب) وزن یک هندوانه:                                                               د) وزن یک انسان:

۱۲-مقدار تقریبی کسر  را با تقریب کم تر از 0001/0 هم به روش قطع کردن و هم به روش گرد کردن پیدا کنید.

 

13-جمعیّت روستایی در هر سال 10% افزایش می یابد. اگر امسال جمعیّت این روستا 12100 نفر باشد، در دو سال قبل، این روستا چند نفر جمعیّت داشته است؟

 

14- آرش کاری را در 16 روز و محمّد همان کار او را در 12 روز انجام می دهد.محمّد چند درصد از آرش ورزیده تر است؟

 

15- شیر (الف) حوضی را در 3 ساعت و شیر (ب) همان حوض را در 6 ساعت وشیر (ج) همان حوض را در 8 ساعت پر می کنند. اگر هر 3 شیر با هم باز شوند حوض در چند ساعت پر می شود؟

 

----------------------------------------------------

پایان سؤالات ریاضی

اگر من جان به جای دوست بگزینم حرامم باد



:: بازدید از این مطلب : 593
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 02 آذر 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan

افت تحصیلی و روشهای ایجاد انگیزه درسی در دانش آموزان

بر روی تاثیر این جمله در دانش آموزان ، مقداری تامل کنیم ؛ "ما هم اشتباه کرديم آمديم معلم شديم و با شما کله پوک ها سر و کله مي زنيم ، اگر رفته بوديم به بازار ، حالا وضع ما بهتر از اينها بود" ...این جمله مشهور را در یکی دو  دهه پیش برخی ها در کلاس عنوان می کردند...

 

منظور از افت تحصیلی چیست؟

 

افت تحصیلی کاهش نسبی فعالیت درسی و مطالعه یک دانش آموز در یک دوره نسبی  در مقایسه با دوره نسبی قبل از آن می باشد.مثلاً کسی که طی سه ماه نمرات در حد 15 داشته اما در دو هفته اخیر در تمامی یا تعدادی از دروس نمرات حدود 12 کسب کرده، می گوییم در حال حاضر نسبت به سه ماه پیش افت تحصیلی دارد. منظور از آوردن کلمه نسبی این است که افت تحصیلی تنها شامل دانش آموزان ضعیف نبوده حتی کسی که چند ماه پیش نمرات حدود 18 داشته اگر در حال حاضر نمرات حدود 16 کسب می کند ، دو نمره نسبت به دوره قبل افت دارد.

 

 

        عوامل موثر بر افت تحصیلی:

         ۱.     عوامل مربوط به خود دانش آموز

·        عوامل فیزیولوژیکی و جسمی مانند ضعف بینایی و شنوایی و غیره

·        عوامل ذهنی و روانی مانند میزان هوش و قدرت حافظه و سلامت روانی

·        نداشتن هدف واقعی و عینی و روشن از تحصیل

·        عدم انگیزش درونی برای تحصیل و مطالعه

·        نداشتن اعتماد به نفس کافی

·        ضعف اراده در تصمیم گیری های تحصیلی و مطالعه و اجرای تصمیمات

·        عدم برنامه ریزی دقیق از لحاظ زمان و میزان مطالعه روزانه

 

·        نداشتن روش مطالعه مناسب برای دروس مختلف

·        مهارت های مطالعه نادرست (مهارت های درست مطالعه در آخر این بحث ذکر  می گردد)

 

   ۲.    عوامل مربوط به خانواده

 

·        اختلاف خانوادگی و خانواده آشفته ، طلاق فیزیکی یا روانی والدین ، وجود        نا مادری یا نا پدری و غیره

·        اختلاف فرزندان با خانواده مانند لجبازی با والدین و اعتراض به جو خانواده

·        وابسته و متکی نمودن فرزندان به والدین در امور درسی و تکالیف منزل از دوران ابتدایی

·    تحقیر ، سرزنش و مقایسه نادرست فرزندان با همسالان موفق و در نتیجه پایین آوردن اعتماد به نفس و خود پنداری آنان

·        تغییرات منفی در خانواده مانند ورشکستگی سیاسی و اقتصادی و اعتیاد و غیره

·    تغییر در جهت ارتقای سریع و غیر مترقبه سطح اقتصادی یا اجتماعی خانواده و از خود باختگی و غافلگیر شدن فرزندان و انواع انحرافات

 

        ۳ .     عوامل مربوط به مدرسه

·        گروه همسالان مانند مزاحمت و شوخی های نابجا در کلاس درس

·        رفتارهای نا مناسب عوامل اجرایی مدرسه مانند مدیر ، معاونین ، دبیران و مشاوران

·    جو عمومی حاکم بر مدرسه از لحاظ درسی مانند سخت گیری بیش از حد دبیران در دادن نمره به خاطر بالا فرض کردن سطح علمی مدرسه یا همرنگ شدن دانش آموز با سایر دانش آموزان ضعیف با فرض اینکه همه دانش آموزان مدرسه ضعیف هستند.

 

         ۴.  عوامل مربوط به اجتماع

 

دوستان نا باب

استفاده نادرست از کلوپ های ورزشی ، بدن سازی ، بیلیارد و غیره

استفاده نادرست از کافی نت ها و گیم نت ها گذراندن وقت زیاد در خیابان ها و خارج از منزل

 

    مهارت های صحیح مطالعه

 

مطالعه با فاصله: مطالعه بی وقفه و مستمر موجب خستگی و بیزاری از مطالعه می شود؛ روش درست ، مطالعه ی با فاصله و استراحت در میان دو وعده مطالعه میباشد. مورد زیر الگوی مناسبی است ‍‍» 90 دقیقه مطالعه و 15 دقیقه استراحت ، 75 دقیقه مطالعه و 30 دقیقه استراحت ، 60 دقیقه مطالعه و 45 دقیقه استراحت ، 45 دقیقه مطالعه و استراحت نسبی زیاد و انجام سایر امور روزانه » یادتان باشد به هر میزان که میزان مطالعه در یک روز افزایش می یابد خستگی زیاد شده و به دقایق استراحت زیادتری نیاز دارید و مدت زمان مطالعه مرحله بعدی باید کاهش یابد.

عدم مطالعه در کنار وسایل صوتی و تصویری روشن

لب خوانی به جای بلند خوانی

مطالعه در حالت نشسته و آرامش به جای حالت حرکت و قدم زدن

مطالعه به موقع و بیدار نماندن در شب برای حضور مناسب در کلاس یا جلسه امتحان روز بعد

مطالعه نکردن در موقع خستگی

عدم مطالعه طوطی وار (بدون درک و تلخیص و طبقه بندی)

مطالعه نکردن با حالت افسردگی

شروع مطالعه از مطالب آسان به مشکل

مطالعه نکردن در حالت نگرانی و اضطراب

 

 

:افت تحصيلي يکي از موضوعاتي است که شايد همه دانش آموزان در طول سالهاي تحصيل خود با آن دست و پنجه نرم کرده باشند.

گاهي اوقات افت تحصيلي از عوامل دروني نشات مي گيرد و گاهي نيز عوامل محيطي دارد. اقتصاد بيمار ، تدريس بد ، وابستگي به کمکهاي آموزشي خارج از مدرسه ، بيماري ، سرخوردگي هاي اجتماعي و خانوادگي و... از جمله عواملي هستند که هر کدام در افت تحصيلي دانش آموزان نقش بسزايي دارند.

 

يکي از دلايل عمده افت تحصيلي مخصوصا در دانش آموزان دوران دبستان وابستگي آنها به والدين است. مثلا وابستگي اي که در دوران ابتدايي بين والدين و فرزندان شکل مي گيرد و وقتي آن نيروي کمکي به هر شکلي يا علتي نتواند ديگر به آنها کمک کند آن وقت زمينه افت تحصيلي در فرزند شما به وجود مي آيد. از آنجا که وابستگي به مرور زمان شکل مي گيرد قطع وابستگي نيز بايد در طول زمان صورت بگيرد. کودک شما بايد روزي روي پاي خود بايستد و بتواند تکاليفش را به تنهايي انجام دهد ، ولي عادت دادن او به اين که هميشه کسي ، دوستي يا قوم و خويشي است که در دروس مدرسه به آنها کمک کند اين تفکر که هميشه کسي براي تکيه کردن وجود دارد را در ذهن او تقويت مي کند و سرانجام با از بين رفتن اين تکيه گاه تحصيلي نشانه هاي افت تحصيلي در کارنامه فرزند دانش آموز شما جلب توجه مي کند.

اين به اين معني نيست که اصلا به دانش آموزان خود کمک نکنيد بلکه هدف شما از کمک بايد اين باشد که او را در شرايطي قرار دهيد که اگر ضعفي دارد روي پاهاي خود بايستد. البته اگر شما به طور ناخواسته کودک تان را به خود وابسته کرده باشيد با اولين تلاش نمي توانيد شرايط لازم را براي داشتن استقلال تحصيلي در او به وجود بياوريد و حتي ممکن است قطع کمکهاي آموزشي شما سبب افت تحصيلي موقت فرزند دانش آموزتان شود، ولي اين دوره مدت زيادي به طول نخواهد انجاميد ؛ البته شما بايد زمان مناسبي را براي قطع کمکهاي آموزشي خود انتخاب کنيد. براي مثال در جريان امتحانات نبايد يکدفعه پشت فرزند خود را خالي کنيد.

بهترين زمان براي اين کار وقتي است که امتحانات جدي در پيش روي فرزند دانش آموز شما وجود ندارد. اگر والدين ، فرزندان خود را به جاي يادگيري در مدرسه به يادگيري در محيط خانه وابسته کنند براي هميشه معلول يک علت بزرگ باقي خواهند ماند.

مشکلات خانوادگي

دعواهاي خانوادگي زن و شوهر و تداوم آنها يکي از عواملي است که بشدت سبب تضعيف روحيه و افت تحصيلي دانش آموزان مي شود. از آنجايي که کودکان در چنين لحظاتي زود انرژي و توان خود را از دست مي دهند و نمي توانند همزمان با تحصيل بار مشکلات خانوادگي را نيز به دوش بکشند خسته و ناتوان مي شوند و اولين آثار خستگي روحي آنها را مي توان در کيفيت نمرات درسي آنها مشاهده کرد.www.zibaweb.com

والدين نبايد در چنين شرايطي از فرزند دانش آموز خود توقع نمرات خوب داشته باشند و به او بگويند اين دعواها ربطي به تو ندارد. چنين چيزي غير ممکن است زيرا فرزندان جزيي از محيط خانواده هستند و هر چيزي چه مثبت چه منفي تاثيرات زيادي روي آنها در محيط خانواده خواهد داشت. اين وظيفه والدين است که مراقب روحيه فرزندان دانش آموز خود باشند تا مانع از فرورفتگي شخصيتي آنها شوند و به اين ترتيب راه را بر هر نوع زمينه انحرافي که در چنين لحظاتي آينده فرزندان را تهديد مي کند ببندند.

 

اظهارات نامناسب در حضور دانش آموزان

گاهي اوقات يکي از عوامل افت تحصيلي دانش آموزان معلمها هستند. گاهي ديده شده تعدادي از معلمان بعضي اوقات در سر کلاس درس شروع به شکايت از وضع مادي خود مي کنند و ناخواسته اين پيغام را براي دانش آموزان مي فرستند که تحصيل در شرايط امروز جامعه فايده اي ندارد و کساني که در جستجوي وضع مادي بهتري مي گردند بايد آينده بهتر را در بازار کار جستجو کنند. بايد به خاطر داشت که اين تبليغات سوئ دانش آموزان را منحرف مي کند و همين انحراف از تحصيل زمينه ساز افت تحصيلي آنها مي شود. 

اعتماد به نفس دانش آموز خود را تقويت کنيد

 

کمبود اعتماد به نفس در دانش آموزان يکي از عواملي است که دانش آموزان را از تلاش و خودباوري باز مي دارد و سبب افت تحصيلي شديد آنها مي شود. والدين بايد به دانش آموزان خود کمک کنند تا خودشان را باور کنند و بتوانند خلاقيت هاي تحصيلي خودشان را بروز دهند. ترس از رفوزه شدن يا گرفتن نمرات بد در امتحانات آخر سال يکي از عوامل خطرناکي است که سبب افت تحصيلي شديد دانش آموزان مي شود.

ترس از شکست ، انرژي دانش آموزان را ضعيف مي کند و آنها را به عقب هل مي دهد. مي شود با صحبت کردن و تعريف خاطراتي از دوراني که خودتان نيز دانش آموز بوديد ترس آنها را از امتحانات کاهش دهيد. بعضي از دانش آموزان خيلي زودرنج هستند و به همين علت زود به مرز افسردگي مي رسند. والدين بايد به آنها راه مبارزه با مشکلات را بياموزند. بايد به فرزند دانش آموز خود بياموزيد تمام مشکلاتي که بر سر هر انساني مي آيد به خاطر اين است که آنها نتوانند خوب پيشرفت کنند و مشکلات نيز همين را مي خواهند. به فرزند دانش آموز خود بياموزيد که مقاومت و استقامت را در خود تقويت کند. البته والدين خود بايد الگوي مناسبي براي فرزندان باشند. هر گام موثري که شما در راه تقويت اعتماد به نفس فرزندتان بر مي داريد زمينه سازي براي پيروزي هاي تحصيلي آينده آنها خواهد شد

 

مثلا وقتي معلمي به جاي تقويت انگيزه دانش آموزان براي ادامه تحصيل و کسب نمرات بهتر به آنها مي گويد که پول در بازار ريخته و با گفتن اين که ما هم اشتباه کرديم آمديم معلم شديم و با شما کله پوک ها سر و کله مي زنيم يا اگر رفته بوديم به بازار ، حالا وضع ما بهتر از اينها بود اين گونه افکار را در سر کلاس درس مطرح مي کنند و مقام معلم را پايين مي آورند ، همين پيام در ذهن دانش آموزان تاثير مي گذارد و سبب انحراف ذهني آنها مي شود.

به همين ترتيب والدين نيز در افت تحصيلي خيلي نقش دارند. يک حرف مي تواند سرنوشت دانش آموزي را عوض کند و سبب دلسردي او از ادامه جدي تحصيلات شود. بايد مراقب اظهاراتي که در حضور دانش آموزان درخصوص آينده و فارغ التحصيل شدن مي شود بود. بعضي از والدين ناخواسته اين طرز فکر را در ذهن فرزندان خود به وجود مي آورند که درس خواندن به بيراهه رفتن است. به خاطر داشته باشيد از آنجا که فرزندان شما در سن کم تجربگي هستند و از اظهارات اطرافيان نزديک خود الگوبرداري مي کنند نبايد در حضور آنها چيزهايي را بيان کرد که تاثيرات منفي بر آنها داشته باشد.

 

دوستان ناباب

 

يکي از عوامل ديگر که سبب افت تحصيلي شديد دانش آموزان مي شود معاشرت با افراد ناباب است. فراموش نکنيد که دوستان در سرنوشت فرزندان شما نقش خيلي موثري دارند. بکوشيد به طور غير مستقيم کنترلي روي دوستان فرزندان خود داشته باشيد و مراقب ارتباطهايي که آنها با ديگران در خارج از محيط خانواده برقرار مي کنند باشيد. در مدرسه دانش آموزان زيادي با افکار و شخصيت هاي متفاوت وجود دارند که همگي آنها مي توانند تاثيرات مثبت و گاه نامطلوبي روي فرزند شما داشته باشند. طبيعتا شما هميشه نمي توانيد همراه فرزند خود باشيد ، ولي مي توانيد به او بياموزيد هر کسي را به دوستي قبول نکند. بکوشيد علاوه بر داشتن شناختي از دوستان نزديک فرزندان خود شناختي نيز از خانواده آنها داشته باشيد.

 

غذا و بيماري

 

بيماري مي تواند در افت تحصيلي دانش آموزان نقش داشته باشد. والدين همواره بايد مراقب جسم و روح فرزندان خود باشند و به تغذيه آنها در طول سالهاي تحصيل بخصوص هنگام امتحانات اهميت ويژه اي قائل شوند. دانش آموزان بايد غذاي مناسبي ميل کنند تا انرژي مورد نياز براي يادگيري در سر کلاس درس را داشته باشند. دانش آموزاني که غذاي کافي نمي خورند همواره در سر کلاس درس خسته ، افسرده و زودرنج هستند و چيزي ياد نمي گيرند.

 

کشش به سوي غير همجنس

 

خيلي از دانش آموزان در فاصله سالهاي راهنمايي - دبيرستان دل به عشقهاي زودرسي مي دهند که سبب انحراف فعاليت هاي ذهني آنها از مطالب درسي به احساسات زودگذر مي شود. در چنين شرايطي دانش آموزان به جاي صرف انرژي خود براي مطالعه دل به احساسات خود و طرف مقابل مي دهند و تمام تلاش خود را براي جلب توجه طرف مذکور متمرکز مي کنند و از مسير اصلي منحرف مي شوند. بايد دانست کمبود عاطفه در دانش آموزان به سرعت خود را نشان مي دهد.www.zibaweb.com

والدين مي توانند براي بازگشت مجدد فرزند دانش آموز خود به مسير اصلي زندگي نقش موثري در اين خصوص ايفا کنند. ارتباط برقرار کردن با غيرهمجنس در طول تحصيل در سال هاي آخر دبيرستان که سالهاي سرنوشت سازي در آينده دانش آموزان هستند سبب تغيير هدف و علاقه مي شود. به دانش آموزان خود بياموزيد که دوست داشتن درس و نه دوست داشتن ديگران آنها را به پيروزي مي رساند. دانش آموزاني که از درس راهي براي رسيدن به هدف نساخته اند انگيزه هم براي پيروزي ندارند.

 

تكليف خانه

تكليف دانش آموزان در منزل فعاليتي هدفدار، تكنيكي و وسيله اي در خدمت يادگيري است لذا نبايد آنرا به منزله وسيله اي جهت پر كردن اوقات فارغت دانش آموزان و يا سرگرم كردن آنان تلقي نمود. تكليف بايد با تواناييها و علايق دانش آموزان مطابقت داشته باشد.

 

مدت تكليف بايد متناسب باشد با مدت زماني كه لازم است دانش آموز در منزل صرف امور درسي كند. ولي گهگاه اين تناسب رعايت نمي شود. و تكاليف سنگين بر دانش آموزان تحميل مي شود كه موجب خستگي و دلسردي مي شود.

 

«كرزيك (1966) در يكي از مطا لعاتش از محصلين علل بي ميلي شان به انجام تكاليف را جويا شد. آنان عمدتاً اين سه مورد را ابراز داشتند: مزاحمتهاي درون خانه _ عدم جذابيت تكاليف _ تماشاي تلويزيون _ آموزگاران نيز مهمترين علل را به ترتيب عدم علاقه به درس و مدرسه _ زياد بودن تكاليف و عدم رسيدگي و كنترل اولياء ذكر كرده اند. »1

معلم بايد در خصوص زماني كه هر دانش آموز براي انجام تكليف صرف مي كند و نيز از علاقه پشتكار، استعداد، سرعت عمل، و... اطلاعات كافي داشته و بر اين اساس براي دانش آموز تكليف تعيين كند. و گاه نيز دانش آموز به دلخواه خود از بين آنها، تكليف براي خود انتخاب كند.

 

محتواي كتب درسي

 

از عوامل مهم و تعيين كننده در افت يا پيشرفت تحصيلي دانش آموزان كتابهاي درسي است كه به دانش آموزان ارائه مي شود. اين مسئله از دو جهت در نظام آموزشي حائز اهميت است. اول آنكه: ارزشيابي تحصيلي و استخدامي، تعيين صلاحيت علمي افراد و نيز ملاك ورود به دانشگاهها و مراكز آموزشي عالي، و... بر محور كتابهاي درسي و فهم محتواي آن استوار است. دوم اينكه: اگر بگوييم كتب درسي تنها وسيله آموزشي است كه در اختيار معلمين قرار مي گيرد، سخني به گزاف نگفته ايم.

 

اكنون اين سئوال به جاست كه آيا تنه هدف نظام تعليم و تربيت انتقال محتواي كتب درسي به دانش آموزان است؟ آيا انتظار جامعه، از نظام آموزشي تنها انباشته كردن اصطلاحات و مفاهيم موجود در كتب درسي است در ذهن دانش آموزان يا نه آنچه مهم است، تربيت صحيح و اسلامي دانش آموزان است. يعني ايجاد جو و محيطي مطلوب در مدرسه براي رشد و پرورش استعداد هاي نهفته و شكوفا كردن قوه ابتكار و خلاقيت، آموزش آداب و ارزشهاي اسلامي به دانش آموز است تا با آمادگي قبلي كافي افرادي سازنده براي جامعه تربيت شوند.

 

«آنچه بايد در هر نظام تعليم و تربيت و ملحوظ باشد، تربيت شهروندان سازگار، ساختن و پرداختن شخصيتهاي سالم، انتقال علوم و معارفي است كه ابعاد وجود مختلف جهان هستي را مي شناساند. » 2پر واضح است كه انتقال علوم و معارف تنها نقش ابزار و مقدمه دارند نه هدف. لكن متأسفانه آنچه در نظام آموزشي ما به عنوان هدف اصلي قلمداد مي شود تنها انتقال دانش و معارف موجود در كتابهاست!

 نويسنده:محمدصادق امینی منبع:روزنامه جام جم

 

 

****** *********

 

نقش انگیزش درپیشرفت تحصیلی دانش آموزان ویادگیری آنها

 

ایجاد هوشیاری وتوجه دردانش آموزان: وجوددقت وتوجه ازعوامل مهم درفراگیری مطالب درسی است ودقت وتوجه کم سبب یادگیری ضعیف دردانش آموزان می گردد.بنابراین معلمان ومربیان برای افزایش سطح توجه ودقت دانش آموزان، باتوسل به تدابیروروشهای مختلف،می توانند توجه دانش آموزان رابه مطالب درسی جلب نمایند.درحقیقت معلم بایددرکلاس درس،نقش یک محرک رابازی کند.معنی دار کردن مطالب،پیچیدگی وسهولت یاسختی وآسانی مطالب وگفته ها،رفتارهای معلم ازقبیل نگاه کردن یکسان وهمه رامخاطب قراردادن،کیفیت نوشته های معلم برروی تخته،همه به طورمستقیم توجه ودقت دانش آموزان راتحت تأثیرقرار می دهد.معلم بااستفاده ازتدابیرآموزشی می تواند بعدازایجادتوجه ودقت دردانش آموزان آن رادرسطح مطلوب حفظ نماید.ازسوی دیگرکم یازیادبودن علاقه دانش آموزان نسبت به یادگیری وآموختن موضوعهای مختلف درسی به تجارب آنها دربرخوردبااین موضوع ها ارتباط دارد.تجارب یادگیری دانش آموزان دردرسهای مختلف وقتی به صورت موفقیت ها یا شکست های پی درپی باشد، سبب ایجاد تصوراتی نسبت به تواناییهادررابطه بایادگیری موضوع های مختلف می شودوحتی انگیزه آنهارادررابطه باموضوع های مشابه،تحت تأثیرقرار می دهد.اگردانش آموز معتقد باشدکه درگذشته،دریادگیری مطالب مشابه بامطالب جدید موفق بوده است باعلاقمندی ودقت به مطالب جدیدگوش فراداده وآنها رامی آموزد، اما اگر به این اعتقاد رسیده باشدکه یادگیری مطالب جدید نیزمانند یادگیری مطالب مشابه درگذشته منجر به شکست خواهد شد،نسبت به یادگیری آن مطلب ازخودعلاقه نشان نخواهد داد.این انگیزه های مثبت ومنفی ابتدا مشخص ومحدود به موضوعهای خاص درمدرسه هستند،اما باافزایش تجارب مثبت یامنفی، گسترش می  یابند وتا آنجا پیش میروند که تمام دروس رافرامی گیرند. اگر تجارب داتش آموزازمحیط مدرسه خصوصاً درسالهای نخست تحصیلی حاکی از وجودشایستگی ولیاقت درمدرسه باشد،تجارب احساس موفقییت وافزایش اعتماد به نفس درسالهای آتی نیزتکرار خواهد شد.چنین فردی قادرخواهد بود باتکیه براین تجارب موفقیت آمیزدرحین تحصیل آن رابه زندگی واقعی خودتعمیم دهد وبدون تحمل سختی بربحران ها،فشارهاواسترس های شدیددرزندگی غلبه کند.این احساس لیاقت وشایستگی که در مدرسه آموخته می شود،وی راقادرمی سازددرحل مسائل ازروشهای واقع بینانه ای استفاده کند.ازسوی دیگر،تجارب شکست وعدم شایستگی طی سالیان تحصیل درمدرسه دردانش آموزان سبب ایجاد علائمی ازاحساس حقارت وخودکم بینی وپریشانی می شودوبرارتباطات آنها دردنیای خارج ازمدرسه نیز تأثیرمی گذارد.  www.zibaweb.com

 

 پیشنهادهایی برای برانگیختن وحفظ توجه وعلاقه به یادگیری دردانش آموزان:

* معلمین گرامی به دانش آموزان خودنشان دهید که به آنها علاقه دارید وآنها به کلاس شما«تعلق» دارند. اسامی آنان رایادبگیرید.

* همکاری میان دانش آموزان رابااستفاده ازانواع شوراهای دانش آموزی(تحصیلی،بهداشتی)تشویق کنید  * درصورت لزوم درشیوه کاری خود تغییردهید ومیان ساعات تدریس طولانی وسخت،فرصت استراحت کوتاهی مثلاً یک حرکت ورزشی ساده رافراهم کنید.

 * برای تشویق روح همکاری،جلساتی برای درمیان گذاشتن مسائل تشکیل دهید.

* ارزش یادگیری رابه دانش آموزان گوشزد کنید ومحدودیت ها وزیانهای عدم یادگیری رایادآورشوید. تأثیر مشوق هادرانگیزه: مشوق عاملی است که دستیابی به آن،انگیزه های افرادراارضامی نماید.برای دانش آموزان نمره خوب ورسیدن به پاسخ صحیح یک مسئله هردومشوق به حساب می آیند.درواقع مشوق ها همان تقویت کننده های مثبت بوده وعاملی هستندکه افرادبرای دستیابی به آن کوشش می نمایند.

تقویت کننده های مثبت به چهاردسته تقسیم می شوند:

 1-تقویت کننده نخستین:مانند آب وغذاکه درحقیقت نیازهای فیزیولوژیکی موجودزنده را ارضا می کند.

 2- تقویت کننده شرطی:مانند پول ، نمره ، مقام ، شغل و ... 

 3- تقویت کننده اجتماعی:مانند توجه،محبت،تائید،لبخندزدن ونوازش کردن و ... هستند.

4- تقوین کننده شخصی:که به آن انگیزش درونی نیزگفته می شودکه درحقیقت رضایت خاطرحاصل از یادگیری وکسب دانش ازآن موارد می باشد.این انگیزه ها نیازی به تقویت کننده های مشخص خارجی نداشته بلکه فعالیت یادگیری ونتایج حاصل ازآن،خوداثرتقویتی دارند.باتوجه به تقویت کننده های فوق الذکربه معلمین ووالدین توصیه می شود که دردانش آموزان به تدریج اثر انگیزه های بیرونی راکم کرده ومشوق انگیزش درونی باشند تابدین ترتیب دانش آموزان یادگیری رابه خاطر یادگیری وفراگرفتن آموخته های جدیدانجام دهند،نه به خاطرکسب مشوق های مادی وزودگذر. www.zibaweb.com

به معلمین ووالدین گرامی توصیه می شودکه به موارد زیرتوجه کنند:

* معلمان ارارائه مطالب کسل کننده واستفاده ازروشهای یکنواخت تاحدامکان خودداری کرده وتنوع درشیوه تدریس رارعایت کنندوازمتکلم وحده بودن پرهیزنمایند.

* میزان توجه ودقت شاگردان به معنی داربودن مطالب،تازگی،پیچیدگی وسادگی مطالب نسبت مستقیم دارد،بنابراین،این امرهمراه باتغییردررفتارمعلم حین درس توجه ودقت دانش آموزان راافزایش خواهدداد.

* استفاده ازتشویق های کلامی مانند عالی،مرحبا،احسنت پس ازعملکرددرست شاگردان سبب افزایش و تقویت یادگیری می گردد.

* والدین ومعلمین ازنمرات دانش آموزان تنها به عنوان وسیله ای برای دادن بازخوردوتوجه هرچه بیشتر آنان به نقاط ضعف وقوت خود ومیزان یادگیری ایشان استفاده کنند،نه بعنوان وسیله ای برای تنبیه.

 *معلمان مطالب آموزشی بصورت متوالی ازساده به مشکل ارائه دهند تادرابتداشاگردان دریادگیری مطالب ساده موفقیت بدست آورند وانگیزه آنها درکسب یادگیری های بعدی افزایش یابد.

* معلمین ازایجادرقابت وهم چشمی دربین دانش آموزان،خودداری ورزند.

* معلمین بااستفاده ازمثالها واصطلاحات آشناوساده،زمینه افزایش سرعت یادگیری راایجادکنند.

* استفاده ازبحث های گروهی،بازیهای آموزشی،ایفای نقش مراجعه به کتابخانه وجمع آوری اطلاعات و آگاهی ازمیزان پیشرفت خود سبب افزایش علاقه وتوجه دردانش آموزان می گردد. درانتها یادآوری این نکته مهم به نظرمی رسد که ایجاد فضای آزادیادگیری بدون احساس ترس واضطراب ازعدم موفقیت وشکست،تشویق دانش آموزان به اظهارعقایدواندیشه های خودودرنتیجه افزایش حس مسئولیت وقبول توانائیها وشایسته گیهای خودازاموربسیارمهمدرفراگیری سریع تر ومناسب تراست.

منابع:

 1- سیف،علی اکبر- روانشناسی پرورشی ،  انتشارات آگاه ، چاپ اول 1376

 

2- ریتاویکس،نلسون-الن سی،ایزرائل،ترجمه محمدتقی منشی-انتشارات آستان قدس 1375

000000000000000000000

 چگونه دانش آموزم را به درس علاقه مند کنم
 صفحه S04 جامعه (جنوبي) ، شماره سريال 17104 ، تاريخ انتشار 870722
 
 برای بارور شدن نهال تعلیم و تربیت، ملاحظه و مراعات کیفیت شخصیت ها در درجه اول اهمیت قرار دارد.
 یکی از امور مسلم در تربیت اسلامی این است که افراد همان طور که از لحاظ محیط هایی که در آن پرورش می یابند با یکدیگر فرق دارند، در موهبت ها و استعدادها و لیاقت ها نیز با یکدیگر متفاوتند. شکی نیست که این تفاوت ها ناشی از حکمت الهی است. زیرا همین تفاوت ها انسان را به سوی تکامل سوق می ده.
 معلمی که بدون توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان برایشان تکلیف تعیین می کند و از همه انتظارات یکسان دارد، معلم موفقی نیست. چنین معلمی دیر یا زود در امر تعلیم با مشکل روبه رو می شود. زیرا تعدادی از دانش آموزان نمی توانند انتظارات او را برآورده کنند و این جاست که معلم به تنبیه بدنی و یا غیربدنی روی می آورد و البته تنبیه بدنی غالبا سازنده نیست. بلکه به عنوان یک عامل بازدارنده محسوب می شود. کودک ممکن است از ترس تنبیه ظاهرا از کاری دست بردارد اما عادت او از بین نمی رود. تنبیهات غیربدنی نظیر طعنه، سرزنش، دشنام و تحقیر نیز ضررشان کمتر از تنبیهات بدنی نیست. حضرت علی(ع) می فرماید:
 
زیاده روی در ملامت و سرزنش آتش لجاجت را شعله ور می کند.
 این قبیل تنبیهات شخصیت کودک را در هم می کوبد و اسباب ترس و اضطراب وی را فراهم می کند. برای جلوگیری از رفتار ناشایست دانش آموزان، معلم باید با اشاره موارد منفی در رفتار آن ها را تذکر دهد. چرا که آشکارگویی پرده هیبت و ابهت معلم را دریده و موجب جرات و شهامت شاگرد می شود و با لجبازی کردن سعی در تکرار عمل می نماید.
 متاسفانه تعدادی از معلمین زمانی که در شروع سال تحصیلی به کلاس وارد می شوند، دانش آموزان گستاخ و شلوغ را شناسایی کرده و برای جلوگیری از مشکلات بعدی با طعنه و دشنام و تحقیر سعی در سرکوب کردن او می نمایند. این عمل ممکن در مورد تعداد انگشت شماری از دانش آموزان، به ظاهر با موفقیت همراه باشد اما آتش لجاجت را در وجود او شعله ور می کند و حداقل کاری که می کند توجه نکردن و دل سردشدن از درس می باشد و در مورد تعدادی از دانش آموزان نیز باعث درگیری های لفظی و زمینه تنبیه های بدنی و غیر بدنی می گردد.
 درست است که معلم در شروع سال تحصیلی باید به شناسایی دانش آموزان بپردازد و بلکه این بهترین کار می باشد اما این شناسایی باید برای ریشه یابی مشکلات جسمی و رفتاری او باشد. دانش آموزان یک کلاس فقط از نظر پایه تحصیلی با هم یکی هستند و در بقیه موارد مثل بهره هوشی، استعدادها، توانمندی ها، سطح درآمد خانواده، سطح سواد، فرهنگ و ارزش های مورد قبول خانواده با هم متفاوتند. شاید دانش آموزی که اینک سرکلاس نشسته است، شب گذشته شاهد بدترین نزاع و درگیری پدر و مادر بوده است. دیگری به دلیل مشکل مالی خانواده، از تغذیه درستی برخوردار نیست و از نظر جسمانی آمادگی پذیرش درس را ندارد. دیگری مرتب مورد تحقیر و سرزنش خانواده قرار دارد و در جواب آن ها لجاجت و سرکشی را در پیش گرفته است. در کنار آن ها کسی است که از فرط توجه و حمایت پدر و مادر نیازی به توجه به درس و معلم نمی بیند. حال چگونه می توانیم از همه انتظارات یکسان داشته باشیم. چرا به جای این که به دانش آموز بر چسب گستاخ، پررو، بی تربیت و تنبل بزنیم، ریشه مشکل را پیدا نکنیم. درست است که حل کردن مشکل تمام دانش آموزان و یا حتی بعضی از آن ها در توان معلم نیست، اما شناخت مشکل و توجه به آن ممکن و راه گشا می باشد.
 راه حل درست و منطقی دربرخورد با دانش آموزان این است که به او توجه کنیم و احترام بگذاریم. احترام یکی از بزرگ ترین عوامل جلب محبت و اطاعت است و توهین به شخصیت مردم یکی از مهم ترین وسایل برانگیختن دشمنی و مخالفت است.
 حضرت علی(ع) فرمود: با مخاطب خویش پسندیده سخن گویید تا او نیز با شما با احترامجواب گوید.
 همچنین نیاز آدمی به تحسین و تشویق از تمایلات فطری است و تا پایان عمر با آدمی می ماند. اصولا تصور این که عمل انسان مورد قبول دیگران واقع شود به انسان قدرت می بخشد و انسان از آن لذت می برد. شاید بعضی معتقد باشند که یک دانش آموز گستاخ و تنبل موردی برای تشویق ندارد. در صورتی که این طور نیست و معلم باید با صبر و حوصله ای که به خرج می دهد، رفتارهای نادرست دانش آموز را ندیده بگیرد و در عوض به دنبال کوچک ترین و کم اهمیت ترین مورد برای تشویق باشد.
 من این مورد را بارها در کلاس آزموده ام و نتیجه خوشایندی گرفته ام. در مورد دانش آموزان شلوغ، کمترین توجه آن ها به درس و یا دست بلند کردن آن ها برای پاسخ دادن حتی اگر جواب سوال بسیار آسان و قبل از او کسی پاسخ را داده باشد، می تواند بهانه ای برای تشویق باشد. دادن مسئولیت به دانش آموزان شلوغ و حمایت از آن ها در برابر بقیه دانش آموزانی که به آن ها بر چسب بی تربیت و... می زنند، راه را برای ارتباط با دانش آموز باز می کند.
 یکی از مواردی که خود تجربه کردم، دانش آموزی بود که بسیار گستاخ و تنبل بود و هیچ وقت تکلیف نداشت طوری که وقتی مشکلش را در جمع همکاران مطرح کردم، تقریبا همه این طور پاسخ دادند که:
 او دانش آموزی پررو و از خود راضی است و به هیچ عنوان درست شدنی نیست. وقت خود را صرف او نکنید که فایده ندارد. اوبا خنده هایش کلاس را به تمسخر گرفته است و...
 اما من تصمیم داشتم که او را به کلاس و درس علاقه مند کنم. پس از تحقیقاتی که انجام دادم، متوجه شدم که وی فرزند یک خانواده پرجمعیت بود. پدر کارگر و بی سوادی داشت که به خاطر سختی هایی که خود در زندگی متحمل شده بود، دوست داشت بچه هایش باسواد شوند. بنابراین هر وقت نمره بدی از آن ها می دید، آن ها را به شدت کتک می زند و متاسفانه کتک خوردن برای بچه ها یک عادت شده بود.
 پس از آگاهی از مشکلاتش، با خانواده اش صحبت کردم و قول همکاری از آن ها گرفتم. در جمع همکاران نیز مشکلات او را مطرح کردم و با هم توافق کردیم که از طریق محبت و تشویق، باعث تغییر در رفتار او شویم. در اولین جلسه ای که وارد کلاس شدم به دنبال فرصتی بودم که او را تشویق کنم اما به دست آوردن این فرصت در جمع شاگردانی که تا به حال فقط شاهد تنبیه و تحقیر او در کلاس های مختلف بودند بسیار دشوار بود.
 سرگروه ها تکالیف خود را نشان دادند و اعلام کردند که فلانی باز هم تکلیف ندارد. از او خواستم دفترش را بیاورد برای اولین دفعه دو سوال آن هم بدون جواب اما با خطی زیبا نوشته بود. فرصتی که به دنبالش بودم فراهم شد. بنابراین با چشم پوشی از ننوشتن کامل سوالات و جواب ندادن به آن، دفترش را بالا گرفتم و گفتم:
 بچه ها ببینید دوستتان چه خط زیبایی دارد و چقدر تمیز نوشته استwww.zibaweb.com
 در حالی که ناباورانه به من چشم دوخته بود، اضافه کردم: حیف نیست، شما که خطی به این زیبایی داری، تکلیفت را کامل ننویسی؟ سپس از بچه ها خواستم او را تشویق کنند و در زیر دفترش چنین نوشتم: هزار آفرین به شما فرزند خوبم که چنین زیبا می نویسی. اگر جواب سوال ها را هم بنویسی حتما زیباتر می شود. موفق باشید. در جلسات بعد نیز در جست وجوی نکات مثبت رفتارش بودم و کمترین توجه به درس و یا کمترین پیشرفت در درس را مورد تشویق قرار می دادم. بعد از چندین جلسه نشانه هایی از تغییر رفتار مانند: دست بلندکردن، شرکت در بحث های کلاس، کاهش بی انضباطی و برقراری ارتباط دوستانه با هم کلاسی ها و معلمین در او مشاهده شد، از طرف دیگر معاون مدرسه نیز از او خواسته بود که اسامی دانش آموزانی را که دیر می آیند به دفتر گزارش کند و همین امر او را نسبت به قوانین مدرسه مطیع تر کرده بود. کم کم دانش آموز گستاخ و تنبل اول سال به دانش آموز مودب و مسئولیت پذیر و علاقه مند به درس تبدیل شد.
 از جمله علل این تغییر رفتار احترام به شخصیت دانش آموز، چشم پوشی عیب ها و سعه صدر معلم برای جلوگیری از تضاد با دانش آموز، تشویق کوچک ترین رفتارهای مثبت و برجسته کردن این رفتار به ظاهری بی ارزش و مهم تر از همه ایجاد رابطه دوستانه بین معلم و دانش آموز می باشد. درست است که وجود استعدادهای متفاوت در افراد، معلم را وادار می کند تا برخوردهای متفاوتی داشته باشند ولی در صمیمی بودن نباید تفاوت بگذارند. اگر معلم با دانش آموز صمیمی باشد، دانش آموزان نیز متقابلا او را دوست خواهند داشت و همین رابطه دوستانه، باعث نفوذ معلم در دانش آموز می شود. دانش آموز اگر معلم خود را دوست بدارد، سخنان او را قبول می کند و خود را موظف به پیروی از او می بیند

 



:: بازدید از این مطلب : 543
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 27 آبان 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan

 

 

"تناسب مستقيم"                                                                               صفحه1

در برخي ازمسائل اگر دوكميت وجود داشته باشد با افزايش يا كاهش يكي ديگري نيز افزايش يا  كاهش مي يابد اين مسائل را ازطريق تناسب مستقيم حل مي نماييم.

 

مثال1:اگر 5 كيلو سيب را به قيمت 1000 تومان خريده باشيم.بابت 9 كيلو سيب چه مقدار بايد بپردازيم؟

با افزايش وزن سيب ها قيمت نيز افزايش مي يابد "پس تناسب مستقيم است"

قيمت 9 كيلو سيب

 

سئوال 1-اگر براي خريد 10 مداد 350 تومان پرداخته باشيم براي خريد 4 مداد چند تومان بايد بپردازيم؟

 

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------

"تناسب معكوس"

در برخي ازمسائل  افزايش يك كميت باعث كاهش ديگري شده يا كاهش يكي باعث افزايش كميت ديگر ميشود. اين  مسائل را ازطريق ضرب هاي مساوي يا تناسب معكوس حل مي نماييم.

 

مثال2- 3 كارگر كاري را در 8 روز انجام مي دهند 6 كارگر همان كار را در چند روز انجام مي دهند؟

با افزايش تعداد كارگرها انتظار داريم كار در مدت زمان كمتري انجام شود و روزهاي كار كاهش يابد.

چون 6 كارگر مي خواهند همان كار 3 كارگر را انجام دهند پس مي توانيم يك تساوي بنويسيم.     

و نيز مي توانيم براي حل مسئله  از تناسب معكوس استفاده كنيم.       

(ما حل اين نوع مسئله ها را با راه حل  ضرب هاي مساوي ادامه خواهيم داد)

 

سئوال 2-علي با روزي 6ساعت مطالعه كتابي را در 15 روز مطالعه مي كند اگر روزي 3 ساعت مطالعه كند كتاب چند روزه تمام مي شود؟

 

 

مثال3-6 نقاش با روزي 8 ساعت كار ساختماني را 5 روزه نقاشي مي كنند   اين افراد اگر بخواهند اين كار را در 4 روز انجام دهند روزي چند ساعت بايد كار كنند؟

پاسخ:      ""     6 كارگر بار روزي 8 ساعت كار در 5روز نقاشي مي كنند پس 10 كارگر با روزي چند ساعت كار همان ساختمان را 4روزه نقاشي مي كنند؟                                                  ساعت

 

مثال 4-5 كارگر قرار گذاشتند كاري را 9 روزه انجام دهند  كاركه انجام شد 2نفراز آن كارگرها بيمار شده وديگر سركارحاضرنشدند.بقيه ي كار چند روز تمام مي شود؟كل كار چند روز تمام مي شود؟

كار انجام شده يعني () 3 روز از كل كار انجام شده و اين 5 كارگر بايد 6 روز ديگر كار كنند.

از طرفي 2 كارگر مريض شدند و تنها 3 كارگر بقيه كار را انجام خواهند داد. پس بايد بدانيم كاري را كه مي بايست 5 كارگر در مدت 6 روز انجام مي دادند توسط 3 كارگر در چند روز انجام خواهد شد؟                  بقيه كاردر10 روز 

بنابراين بقيه كارتوسط 3 كارگر در 10 روز انجام خواهد شد و چون 3 روز هم قبلا كار شده بود پس كل كار در 13 روز انجام مي شود.

 

 

 

 

 

صفحه ی 2

سئوال3- 15 كارگر قرار گذاشتند كاري را در 24 روز تمام كنند.بعد از آن كه  از كار را انجام دادند 3 نفر به آنها اضافه شد بقيه كار چند روزه تمام خواهد شد؟

 

 

سئوال 4- 60 نفركارگر با روزي 7 ساعت كار كاري را در 15 روز تمام مي كنند. پس از 3 روز 18 نفر از كارگرها بر سر كار حاضرنشدند .بقيه كارگرها روزي چندساعت كار كنند تا  كار در مدت پيش بيني شده به پايان برسد؟

 

 

وجه مشترك در مسائلي كه در بحث تناسب معكوس بيان شداين بود كه

"همان كاري  كه قرار بود با رعايت شرايطي انجام شود مي بايست با شرايط ديگري انجام مي شد.اما در بعضي مسئله ها كار مورد بحث در دو طرف مسئله يكسان نيست و بايد اين شرط لازم براي حل مسئله هاي تناسب معكوس را فراهم كرد.

 

"تناسب مركب"

مثال 5-هر گاه 8 گاو در 5 روز صد ليتر شير بدهند 6 گاو در چند روز 150 ليتر شير مي دهند؟

با اندكي دقت متوجه مي شويم كه كار انجام شده در اين مسئله ميزان شير مي باشد.و اين مقدار در دو طرف مسئله  مساوي نيست.

پس ابتدا بايد حساب كنيم 8 گاو كه در 5 روز 100 ليتر شيرميدهند در چند روز 150 ليتر شير مي دهند.و اين يك تناسب مستقيم است.    درنتيجه 8 گاو در  روز 150 ليتر شير مي دهند                

بنابر اين مسئله اين است: هرگاه 8 گاو در  روز 150 ليتر شير بدهند 6 گاو در چند روز 150 ليتر شير مي دهند.

از طرفي در اين نوع مسئله ها ،مقدار كار مورد نظر با ساير متغيرها نسبت مستقيم دارد و اين در حالي است كه ديگر متغيرها با همديگر نسبت عكس دارند بنابراين: اين گونه مسائل به شيوه ي ساده تري هم حل مي شود.  و آن اينكه مقدار كارهاي "متفاوت" را در طرفين مسئله جابه جا كنيم.واز روش ضرب هاي مساوي پاسخ را بدست آوريم.                      

 

مثال6- تعداد 16 نفر كارگر  كاري را درمدت 7 روز تمام مي كنند.چند نفر كارگر بقيه كار را در 2 روز تمام مي كنند؟

پاسخ:  

 

سئوال 5- زارعي روزي 8 ساعت كار مي كند و مزرعه اي به مساحت 4 هكتاررا در15 روز شخم مي زند. اين مزرعه را با روزي 10 ساعت كار چندروزه شخم خواهد زد؟

 

 

سئوال6- 12 كارگر 10 كيلومتر ازجاده را در 35 روز آسفالت كردند 20 كارگر  چند كيلومتر از جاده را در 21 روز آسفالت مي كنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سئوال 7-عده اي از كارگرها  اگر روزي 8 ساعت كاركنند 160 متر پارچه را در 6 روز مي بافند.همان عده روزي چندساعت كار كنند تا180 متر پارچه را در 9 روز ببافند؟

 

"رابطه انجام يك كار معين با نفراتي با سرعتهاي متفاوت"

اگر نفر اول كاري را در m ساعت و نفر دوم در n ساعت انجام دهد مدت زمان انجام كار در صورتي كه هر دو نفر با هم كار كنند:

كار دو نفر با هم A=                   يا      

 

مثال 7- علي كاري را در 3 ساعت و محمد همان كار را در  5 ساعت انجام مي دهند . اگر هر دو با هم اين كار را انجام دهند اين كار در چند ساعت  انجام مي شود.

پاسخ:             ساعت كار دو نفر با هم A=         يا          ساعت

 

 

سئوال 7- حوضي دوشير آب دارد.شير اولي در 20 ساعت و شير دومي در 5 ساعت حوض را پر مي كنند.اگر هر دو شير باز باشند در چند ساعت حوض پر مي شود؟

 

 

سئوال 8-نجاري روزي يك صندلي و شاگردش هر سه روز  يك صندلي مي سازد. اگر نجار و شاگردش با هم كار كنند.

اولا:يك صندلي را در چه كسري از روز مي سازند؟     ثانيا: 12 صندلي را در چند روز مي سازند؟

 

 

سئوال 7- كاري را افشين و محمد در روز و محمد و شهرام در روز و شهرام و افشين در  روز انجام مي دهند. اگر افشين و محمد و شهرام هر سه با هم كار كنند. اين كار در چه كسري از روز تمام خواهد شد؟

 

 

مثال 8- علي كاري را در 3 ساعت و محمد همان كار را در 5 ساعت و محسن به تنهايي در 2 ساعت انجام مي دهند. اگر سه نفر با هم كار كنند در چه مدت اين كار انجام مي شود.

                    كار سه نفر با هم A=                      يا                      

پاسخ:      ساعت   كار سه نفر با هم A=     يا     ساعت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 20374
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : دوشنبه 27 آبان 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan

به نام خدا

درموردنمازجماعت

مستحب است نمازهای واجب خصوصا نمازهای یومیه را به جماعت بخوانند ودرنمازصبح  ظهر وعصر ومغرب عشا خصوصا برای همسایه مسجد وکسی که صدای اذان مسجد را می شنود بیشتر سفارش شده است . در روایتی وارد شده است .که اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند هر رکعت از نماز انان ثواب صدوپنجاه نماز دارد واگر دو نفر اقتدا کنند هر رکعت ثواب ششصد نماز دارد وهر چه بیشتر شوند  ثواب نمازشان بیشتر می شوند تا به ده نف برسند وعده انان که از ده گذشت  اگر تمام اسمان ها   

کاغذ ودریا ها مرکب ودرختها قلم وجن و انس وملائکه نویسنده شوند نمی  توانند ثواب یک رکعت

ان رابنویسند

.مراحل نماز

 

 

 

 

به نام خدا

درموردنمازجماعت

مستحب است نمازهای واجب خصوصا نمازهای یومیه را به جماعت بخوانند ودرنمازصبح  ظهر وعصر ومغرب عشا خصوصا برای همسایه مسجد وکسی که صدای اذان مسجد را می شنود بیشتر سفارش شده است . در روایتی وارد شده است .که اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند هر رکعت از نماز انان ثواب صدوپنجاه نماز دارد واگر دو نفر اقتدا کنند هر رکعت ثواب ششصد نماز دارد وهر چه بیشتر شوند  ثواب نمازشان بیشتر می شوند تا به ده نف برسند وعده انان که از ده گذشت  اگر تمام اسمان ها   

کاغذ ودریا ها مرکب ودرختها قلم وجن و انس وملائکه نویسنده شوند نمی  توانند ثواب یک رکعت

ان رابنویسند

.مراحل نماز

 

 

 

 

به نام خدا

درموردنمازجماعت

مستحب است نمازهای واجب خصوصا نمازهای یومیه را به جماعت بخوانند ودرنمازصبح  ظهر وعصر ومغرب عشا خصوصا برای همسایه مسجد وکسی که صدای اذان مسجد را می شنود بیشتر سفارش شده است . در روایتی وارد شده است .که اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند هر رکعت از نماز انان ثواب صدوپنجاه نماز دارد واگر دو نفر اقتدا کنند هر رکعت ثواب ششصد نماز دارد وهر چه بیشتر شوند  ثواب نمازشان بیشتر می شوند تا به ده نف برسند وعده انان که از ده گذشت  اگر تمام اسمان ها   

کاغذ ودریا ها مرکب ودرختها قلم وجن و انس وملائکه نویسنده شوند نمی  توانند ثواب یک رکعت

ان رابنویسند

.مراحل نماز

 

 

 

 

به نام خدا

درموردنمازجماعت

مستحب است نمازهای واجب خصوصا نمازهای یومیه را به جماعت بخوانند ودرنمازصبح  ظهر وعصر ومغرب عشا خصوصا برای همسایه مسجد وکسی که صدای اذان مسجد را می شنود بیشتر سفارش شده است . در روایتی وارد شده است .که اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند هر رکعت از نماز انان ثواب صدوپنجاه نماز دارد واگر دو نفر اقتدا کنند هر رکعت ثواب ششصد نماز دارد وهر چه بیشتر شوند  ثواب نمازشان بیشتر می شوند تا به ده نف برسند وعده انان که از ده گذشت  اگر تمام اسمان ها   

کاغذ ودریا ها مرکب ودرختها قلم وجن و انس وملائکه نویسنده شوند نمی  توانند ثواب یک رکعت

ان رابنویسند

.مراحل نماز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                 



:: بازدید از این مطلب : 522
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 27 آبان 1392 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران