نوشته شده توسط : hamandishaan

 

باسمه تعالی

              اداره کل آموزش وپرورش استان چهارمحال وبختیاری

نام :                                             مدیریت آموزش وپرورش ناحیه دو شهرستان شهرکرد

 نام خانوادگی :                                             امتحانات داخلی دوره ابتدایی

نام پدر :                                           دبستان هیات امنایی دکتر علی شریعتی شهرکرد

نام درس :                                                            سال تحصیلی 92-1391

 

نمره با عدد :

 

 

نمره با حروف :

 

 

 

نام ونام خانوادگی آموزگار :

 

 

امضاءدبیر

 

تعداد سوال :                     تعداد صفحه :              تاریخ آزمون :     /      /1391        زمان آزمون :             دقیقه

 

 

ردیف

دانش آموزان عزیز با توکل به خدا وآرامش خاطر به سوالات زیر پاسخ دهید

بارم

1

یکی از موضوعات مهم در روابط دوستی....

الف) بازی نمودن است       ۝                      ب) انتخاب دوست است     ۝

ج)کمک به دیگران است     ۝                      د) رقابت در کارهاست       ۝

./5

2

پیشوایان بزرگ دینی از ما می خواهند که از دوستی با افراد........،.........و.......خودداری کنیم.

الف)دروغگو،حسود و سخن چین      ۝            ب)بخیل،سخن چین و حسود          ۝

ج)دروغگو،حسود و بخیل         ۝          د)دروغگو  ، بخیل و سخن چین  ۝

./5

3

یکی از نکات مهم در تصمیم گیری ها این است که از فکر و تجربه دیگران استفاده کنیم به این کار چه می گویند؟

الف( تحت تأثیر فشار های روانی دوستان قرار گرفتن  ۝     ب) خوب فکر کردن   ۝

ج)  مشورت        ۝                                                     د) به موقع تصمیم گرفتن  ۝

./5

 

4

چه عواملی در کشاورزی  مؤثرند؟

الف)سرمایه ،آب و هوا   ۝                        ب)خاک نیروی کار             ۝

ج)  نهادها،                   ۝                           د) عوامل طبیعی و انسانی   ۝

 

./5

5

در کشور ما حدود چند در صد برق یا انژی الکتریکی برق حرارتی است؟

الف)65%     ۝        ب)85%      ۝      ج)75%         ۝             د)95%۝

مسلملنلن تحت تأثیر چه عواملی به تفکر و آموختن علم اهمیت زیادی می دادند و در زمینه های مختلف پیشرفت کردند؟

الف) قرآن، تعالیم دینی اسلام   ۝          ب)    قرآن، پیشرفت علم و دانش ۝

ج)قرآن،استفاده از دانش های دیگران  ۝    د) تعالیم دینی اسلام، پیشرفت علم و دانش ۝

 

./5

6

 

./5

7

نخستین بیمارستان اسلامی به دستور چه کسی و در کجا بنا شد؟

الف) محمود غزنوی در بغداد  ۝       ب)عضدالدوله دیلمی در جندی شاپور۝

ج) عضدالدوله در بغداد         ۝                د) محمود غزنوی در جندی شاپور۝

./5

8

اوج شهرت شهر اصفهان مربوط به کدام دوره ی حکومت ها می باشد؟

الف)آل بویه     ۝           ب)افغان ها     ۝    ج)افشاریه   ۝     د)صفویه  ۝

 

./5

 

 

9

نوشته هایی بر روی  سنگ ، کاشی یا مانندآن را می گوییند؟

الف) سنگ واره  ۝     ب) تاریخچه     ۝         ج)کتیبه     ۝         د) هنر  ۝

 

 

./5

10

مشهور ترین خطاط و نقاشی های مینیاتوری در عصر صفویه به ترتیب کدامند؟

الف)علی رضا عباسی و رضا عباسی   ۝         ب)استاد میر عماد و محمود فرشچیان۝

ج) کمال الملک و حسین بهزاد          ۝              د)   رضا عباسی و علی رضا عباسی      ۝

 

./5

11

جمله های زیر را با وپاپه های مناسب کامل کنید.

همه ی  فعالیت های مربوط به.…………………..در منزل انجام نمی گیرد. ما برای بسیاری از فعالیت ها از مکان های……………….استفاده می کنیم.

 

1

12

تفریح وسرگرمی نیز برای انسان لازم است،چون باعث دوباره برای فعالیت های دیگر…………….………و…………………………استفاده می کنیم.

1

13

حکومت صفویه به ساختن…………… و……………اهمیت زیادی می داد.

1

14

این مسجد به فرمان شاه عباس ساخته شد تا …………. که عالم بزرگی بود در آن …………… برگزار کند و به تربیت وتدریس شاگردان بپردازد.

1

 

15

ایرانیان مسلمان دانش…….……را گستردند……………و……………از جمله این دانشمندان ایرانی  معروف در……………………هستند.

2

 

 

سوال های تشریحی

برای پاسخ دادن به سوال ها ی تشریحی از پشت صفحه استفاده نمایید.

 

 

16

حد و مرز دوستی را توضیح دهید؟

 

2

17

چهار مورد از نکاتی را که در موقع تصمیم گیری باید به آنها توجه کنیم را نام ببرید. و یکی را به دلخواه توضیح دهید؟

 

 

2

18

دو فعالیت مهم کشاورزی را نام ببرید و هر کدام را توضیح دهید؟

 

           

2

19

سه گروه عمده ی انرژی را نام ببرید  و بگویید بیشترین انرژی مورد نیاز ما از کدام گروه به دست می آید؟

 

2

20

چهار مورد از مؤسسات و سازمان هایی که در اوقات فراغت فعالیت می کند نام ببرید.

1

 

 

موفق باشید

گروه آموزشی پایه ششم

دبستان هیات امنایی  دکتر علی شریعتی شهرکرد

 



:: بازدید از این مطلب : 441
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 29 دی 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : mehdi

مطالب جذاب علمی

 

 

نکته های جالب و خواندنی درباره ی نجوم

1_ همه ی اجسامی که با جوٌ زمین برخورد می کنند کاملا نمی سوزند.
2_ شهاب سنگهای بزرگ هر 000/10 سال یکبار با سطح زمین برخورد میکنند.
3_ وقتی جسمی با زمین برخورد می کند شهاب سنگ نامیده می شود.
4_ اجسام بزرگتر با نیروی بسیار زیادی با زمین برخورد کرده و گودالهایی را در روی آن به وجود می آورند. یکی از گودالها به اسم آریزونای آمریکاست. 

ستارگان چشمک زن
اگر شب هنگام که هوا تاریک و صاف است به آسمان نگاه کنید ستارگان را می بینید در یک شب کاملا صاف می بینید هزاران ستاره را ببینید . اگر آنها را با دقت کافی بررسی کنید متوجه می شوید که حتی دو ستاره شبیه به هم به نظر نمی رسند. ستارگان از نظر روشنی چشمک زدن و حتی رنگ با یکدیگر تفاوت دارند.

رنگ دما
رنگ ستارگان بسته به درجه حرارت سطح آنها متفاوت است. به عنوان مثال دمای یک ستاره ی سرخ کمتر یک ستاره ی نارنجی است. که دمای آن هم کمتر از دمای یک ستاره ی زرد است.

علت سوسوزدن ستارگان 
نوریک ستاره کم و بیش از موانع متعددی در فضا عبور کرده و به زمین می رسد گرچه قبل از رسیدن به زمین نور آن باید از جو نیز بگذرد نور ستاره هنگام عبور از هوا می تواند توسط جریانها و ذرات هوا شکسته شود. این امر باعث می شود که از دید یک ناظر زمینی ستاره به نظر چشمک یا سوسو بزند.
از کوچک به بزرگ
اندازه ی ستارگان متفاوت است. خورشید ستاره ی ما ستاره ی بزرگی نیست! و گا ستاره ای به رنگ سفید آبی است که چندین برابر خورشید می باشد. دبران که یک ستاره ی نارنجی رنگ است حدودا 20 برابر خورشید است.(بتل گوس) یک ستاره ی سرخ و عظیم است 600 برابر خورشید می باشد (بتل گوس) همان (آلفای جبار) یا (یدالجوزای الیمنی) است.

هفت خواهران 
در زمستان به سمت شمالی آسمان نگاه کنید. گروه کوچکی از ستارگان را می بینید که کنار هم گرد آمده اند و جزئ گروهی از ستارگان به نام صورت فلکی (ثور) هستند این مجموعه ی ستارگان را خوشه ی روین با هفت خواهران می نامند. اگر جه با چشم غیر مسلح فقط شش تای آنها را می توان دید. این ها گروهی از ستارگان هستند که با هــــم تشکیل یک خوشه را داده اند. نورانی ترین ستاره های این خوشه یک ستاره آبی رنگ درخشان است . علت رنگ آبی آنها بخاطر این است که بسیار سریع می سوزند ( چپ) و ستارگان تند سوز عمر زیادی ندارند. این نشان میدهد که ستاره های آبی رنگ در زمان نه چندان دوری متولد شده اند.

نامگذاری ستارگان
مردم همیشه داستان هایی درباره ستارگان ساخته و پرداخته اند و آنها را به گروههایی مرتبط کرده و نام شخصیتهایی را بر روی آنها گذاشته اند شما می توانید از این گروهها برای تقسیم بندی آسمان و پیداکردن مسیرتان از ستاره ای به ستاره ی دیگر استفاده کنید.

دیدار با ستارگان
تقسیم بندی ستارگان بر اساس گروههایی به نام صورت فلکی است. برای نشان دادن این صورتهای فلکی به طور واضح آسمان را به چند بخش ستاه ای تقسیم کرده اند. این تقسیم بندی ها نشان دهنده صور فلکی اصلی است که شامل بروج دوازده گانه و شکارچی (جبار) با کمربند سه ستاره گرزجنگی و سپرش می باشد.

شکارچی در حال تیراندازی
برای پیدا کردن ستاره ی شعرای یمانی می توان از صورت فلکی شکارچی (جبار) استفاده کرد. سه ستاره ی کمربند جبار به سوی صورت فلکی ثور (گاونر) هدایت می کند. با استفاده از 
ستاره ی پای شکارچی (رجل الجبار) و ستاره ی نیانی کمربندش می توانید ستاره ی کاستور (راس پیکرپیشین) را در صورت فلکی جوزا (دوپیکر) پیدا کنید.

راهنمایان شمالی
بخشی از صورت فلکی دب اکبر را هفت ستاره تشکیل می دهند. این هفت ستاره را (بگردان بزرگ) یا (گاو آهن) می نامند. دو ستاره ای که در لبه سمت راست قرار دارند ما را به سمت ستاره ی قطبی و صورت فلکی قطبی اسد (شیر) راهنمایی می کنند.دب اکبر هم چنین هدایت کننده ی ما به سوی صورتهای فلکی سیاهگوش وسماوک رامح (نگهبان شمالی) می باشد.

فضا از كجا شروع ميشود؟
فضا از بالاي جو شروع ميشود.هر چه بالاتر رويم هوا رقيقتر ميشود.در ارتفاع تقريبا 160 كيلومتري هوا به قدري رقيق ميشود كه در واقع چيزي از آن باقي نميماند.فضا از اين نقطه آغاز ميشود.

مدار چيست؟
مدار مسيري است دايره اي و يا بيضي شكل كه اجرامي در فضا ان را طي ميكنند.سيارات روي مدار محور دايره اي شكل خورشيد ميگردند و اقمار حول مداري به دور سيارات گردش ميكنند.براي قرار گرفتن يك فضاپيما در مدار زمين،فضاپيما بايد به آن سوي جو پرواز كند.فضاپيما بايد سرعت خود را لااقل به28 هزار كيلومتر در ساعت برساند، يعني تقريبا معادل 8 كيلومتر در ثانيه.اگر فضاپيما نتواند به اين سرعت برسد، به زمين سقوط خواهد كرد.

كدام سياره آن قدر دا‎غ است كه سرب در آن ذوب ميشود؟
گرمترين سياره، نزديكترين سياره به خورشيد،يعني تير يا عطارد نيست بلكه ناهيد،دومين سياره منظومه شمسي است.سطح اين سياره بسيار داغ است، زيرا برعكس تير، ناهيد داراي جو است.جو همانند شيشه هاي گلخانه به گرم كردن سطح سياره كمك ميكند.دماي اين سياره در حدود 500 درجه سانتيگراد است كه براي ذوب كردن بسياري از فلزات مانند قلع، سرب و روي كافي است.

سيارات داخلي و خارجي كجا قرار دارند؟ 
سيارات داخلي چهار سياره اي هستند كه نزديك خورشيدند،يعني تير،ناهيد،زمين و مريخ.پنج سياره ي ديگر يعني مشتري، كيوان، اورانوس، نپتون و پلوتون از خورشيد بسيار دورند و به همين دليل سيارات خارجي ناميده ميشوند.

كدام سيارات حلقه هايي به دور خوذ دارند؟
سه سياره ي مشتري، اورانوس و كيوان حلقه هايي به دور خود دارند.حلقه ها كمربندهاي باريكي از سنگهاي بزرگند كه حول محوري به دور سياره ميگردند.حلقه ي كيوان، اين سياره را به زيباترين سياره ي آسمان تبديل كرده است.ستاره شناسان عقيده دارند كه نپتون نيز داراي حلقه هايي است.
 
 
از هم یاری آقای مهدی حیدری کمال تشکر را دارم  با تقدیم احترام مدیر وبلاگ



:: بازدید از این مطلب : 528
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 28 دی 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : mehdi

هر کس بنا بر تجربه يا تحقيق خود زمان يا زمانهاي خاصي را براي مطالعه پيشنهاد مي کند. به راستي بهترين زمان براي مطالعه چه موقعي است؟ چه زماني حافظه توانايي بيشتري براي به خاطر سپاري مطالب دارد؟ در چه هنگامي از شبانه روز، مغز کارايي بالاتري دارد؟ و خلاصه اينکه در چه زماني بايد درس خواند تا بتوان حد اکثر استفاده را از درس و يادگيري برد؟ 
پاسخ به اين پرسشها متفاوت است. عده اي معتقدند شب و خصوصا آخر شب، زماني مناسب براي مطالعه و يادگيري است و برعکس، عده اي ديگر عقيده دارند که مناسب ترين زمان براي يادگيري اوايل صبح است.
گروهي که معتقدند مطالعه آخر شب مناسب تر است، ميگويند چون خواننده بعد از مطالعه مي خوابد ذهن فرصت کافي براي پردازش اطلاعات دارد و مطالب خوانده شده بهتر در حافظه تثبيت مي گردد. لذا مطالب براي مدت طولاني تري در حافظه باقي مي ماند. در واقع اين گروه معتقدند از آنجا که در هنگام خواب مطلب يا اطلاعات جديد ديگري وارد حافظه نمي شود لذا فرصت کافي براي پردازش اطلاعات وارده است. 
آنان معتقدند با اين روش مطالب خوانده شده بهتر به خاطر سپرده مي شوند و کمتر فراموش مي گردند، زيرا خواب فرصتي بسيار مناسب براي ماندگاري آنها در حافظه است. 
گروهي که مطالعه در صبح زود را پيشنهاد مي کنند عقيده دارند که يادگيري نياز به مغز آماده وسر حال و بدون خستگي دارد . اين عده معتقدند با مغز خسته نمي توان چيزي را به درستي آموخت. در واقع اصل را بر آمادگي مغز مي دانند. اينان بر اين عقيده هستند که چون در شب مغز استراحت کرده و شخص خستگي ذهني ندارد لذا هنگام صبح آمادگي بيشتري براي يادگيري دارد و آنچه در صبح خوانده شود بهتر در حافظه باقي مي ماند، به همين دليل مطالعه در اوايل صبح را پيشنهاد مي کنند.

 

تفاوت صبح زود با آخر شب 
اخيرا عده اي از محققين نظره اي داده اند مبني بر اين که ساعات بين 30/8 تا 30/6 بعد از ظهر بهترين زمان براي مطالعه است 
اين پژوهشگران مي گويند: علم جديد« علم گاه زيست شناسي» مي گويد در هر ساعت از شبانه روز انسان استعداد و توانايي خاصي دارد. طبق عقايد قبلي پزشکان انسان طي ساعات مختلف شبانه روز در يک حالت تعادل پايدار به سر مي برد. 
اما يافته هاي اخير علم گاه زيست شناسي( کرونوييو لوژي) نشان مي دهد، بدن انسان در طي شبانه روز متحمل تغييرات زيادي در اين زمينه مي شود و در هر ساعت از روز توانايي خاصي دارد. 
اين محققين معتقدند حافظه کوتاه مدت و سرعت انتقال فکري در بيشتر افراد در ساخت آخر صبح تا اوايل بعد از ظهر به بيشترين حد فعاليت مي رسد. بهترين زمان براي فعال شدن حافظه دراز مدت از ساعت30/6تا30/8 بعد از ظهر است بنابراين اين اوقات زماني بسيار مناسب براي مطالعه به شمار مي رود. در ساعت آخر شب و اوايل صبح ميزان حافظه دراز مدت، درک مطلب و فراگيري دروس در کمترينم حد ممکن است . 
از همين نکته بايد استفاده کرد و به دانش آموزان توصيه کرد و زماني که حافظه دراز مدت فعاليت چنداني ندارد کم تر مطالعه کند. همچنين مي گويند: ميزان احساسات فرد نسبت به درد به طور کلي در طي روز افزايش مي يابد و در هنگام شب به حد اکثر مي رسد. طبق بررسي هاي انجام شده در زنان باردار نيز بيشترين شروع ساعات درد زايمان 12 نيمه شب تا 4 صبح است.

زمان دقيق مطالعه 
واقعيت اين است که هيچ زماني به طور دقيق و انحصاري براي مطالعه وجود ندارد ؛ يعني دقيقا نمي توان مشخص کرد که در چه هنگامي بايد مطالعه و در چه موقعي از آن پرهيز کرد بلکه هر وقت احساس کرديد که مي توانيد مطالعه کنيد درس خواندن را شروع کنيد. 
زمان مطالعه بستگي به خود شما دارد که چه موقعي از نظر جسمي و رواني آمادگي لازم را داريد. اگر نسبت به زمانهاي خاص براي مطالعه شرطي شده ايد آن اوقات بهترين زمان مطالعه است .
فرضا اگر هميشه عادت داريد صبح ها در مکان مشخص مطالعه کنيد آن زمان و آن مکان براي شما بسيار مناسب است زيرا نسبت به زمان و مکان مطالعه شرطي شده ايد تا آمادگي بيشتري براي تمرکز و يادگيري داريد.
به ياد داشته باشيد که بلافاصله پس از غذا خوردن( خصوصا ناهار يا شام) مطالعه نکنيد؛ زيرا با پر بودن معده خون به طرف آن هجوم آورده تا غذا هر چه سريعتر هضم گردد و در نتيجه خون کمتري به مغز مي رسد و احساس خواب آلودگي به فرد دست داده و سطح هوشياري مغز کاهش مي يابد . بنابراين پس از صرف غذا کمي استراحت کرده و بعد مطالعه را شروع کنيد.

 

شگفتي هاي زمان در حيات انسان 
« اکثر انسانها از نيمه شب تا شش صبح به دنيا مي آيند و بين 4 تا 10 صبح بدرود حيات مي گويند.»
و اما توصيه اي براي کساني که شديدا غير فعال هستند.برنامه روزانه خود را تجديد سازمان کنيد کارهاي مشکل و فعاليت هاي خلاقه را صبح هنگامي که کاملا هوشيار هستيد انجام دهيد و برنامه خود را طوري ترتيب دهيد که فعاليت هاي تحريک کننده و همکشي در طول ساعت اوليه بعدازظهر صورت بپذيرد در زير روشهايي را عنوان مي کنيم که طي آنها مي توانيد با ساعت دروني تان سازگار تر و موافق تر زندگي کنيد. 
9 صبح: حافظه کوتاه مدت انسان در نيمه هاي شب در اوج قدرت خود قرار دارد زيرا دماي بدن به پايين ترين مقدار خود مي رسد و مغز در اين حالت به نحو کار آيندي قادر به ذخيره اطلاعات مي باشد . اما خوشبختانه حافظه کوتاه مدت شما در ساعت 9 صبح نيز هنوز خوب کار مي کند. احتمالا اين درست همان زماني است که شما شروع به کار مي کنيد و اگر چنين است زمان مناسبي است براي ملاقات هاي کوتاه ولي نه ديدار هاي طولاني؛ زيرا زمان حافظه کوتاه مدت است. 
11 صبح: حل مسائل بين اواسط صبح و اواخر آن از هر زمان ديگري سهل تر انجام مي پذيرد پس از آن به علت افزايش خستگي اين توانايي سير نزولي خود را طي مي کند . بهترين وقت براي تصميم گيري دشوار، حول و حوش قبل از نهار است. 
2تا 5 بعد ازظهر: حساسيت نسبت به درد در واپسين ساعات بعد از ظهر به حداقل خود رسيده و بالعکس در نيمه هاي شب به اوج خود مي رسد، بنابراين بهتر است از دندانپزشک خود خود براي بعد از ظهر وقت بگيريد و از جلسات معالجاتي در ابتداي صبح پرهيز کنيد. با آغاز عصر، حساسيت نسبت به درد افزايش مي يابد، بنابراين اگر بايستي با دوچرخه خود به زمين بيفتيد يا تزريقي داشته باشيد آن را حدود ساعت 8 شب انجام دهيد. 
3 بعد از ظهر: حافظه بلند مدت آن نوع حافظه اي است که در موقع به خاطر آوردن وقايع ديروز يا ماه هاي گذشته از آن استفاده مي کنيم و در حدود 3 بعد از ظهر بيش از هر زماني با کارآيي عمل مي کند. اگر بايستي مطلب مهمي را به خاطر بسپاريد اين ساعت وقت آن است. 
4تا 8 بعد از ظهر: سرعت واکنش در ابتداي روز، نسبت به هر وقت ديگري کمتر است. ليکن تدريجا بهبود يافته و بين واپسين ساعات بعد از ظهر و اواسط عصر به بالاترين مقدار خود مي رسد . اين بهترين موقع براي تايپ کردن يا بازي تنيس است. 

7 بعد ازظهر: متابوليسم در اوايل عصر بالاترين حد خود را دارا است و در ساعت اوليه صبح پايين ترين حد را . اين حقيقت که سرعت متابوليسم در نيمه هاي شب کاهش مي يابد، به مبتلايان سرطان اميد تازه اي مي بخشد . سلول ها در حالت «کند» خود در مقابل داروهاي خاصي کمتر آسيب پذيرند و با زمان بندي صحيح وعده هاي مصرف مواد ضد سرطان مي توان کارايي آنها را افزايش داد. داروهاي ضد آسم و مسکن ها نيز در ساعات آخر عصر مؤثر ترند و اثرات جانبي کمتري را بر جاي مي گذارند. اما مخاطب اصلي ما دانش آموزان ، داوطلبان کنکور و دانشجويان هستند که بايد در ساعت هاي مختلف با توجه به آمادگي جسماني و ذهني مطالعه کنند و لزوما نبايستي در يک زمان بسيار کوتاه که شايد حافظه بلند مدت با کوتاه مدت قدري بيشتر فعال هستند، مطالعه کنند.



:: بازدید از این مطلب : 477
|
امتیاز مطلب : 264
|
تعداد امتیازدهندگان : 61
|
مجموع امتیاز : 61
تاریخ انتشار : شنبه 28 دی 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : mehdi

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

الف – در بخش تولید علم

1- ورود ایران به جمع 10 کشور تاثیر گذار جهان با پیشرفت اعجاب انگیز علمی

در بیست و هفتمین جلسه ستاد راهبری اجرای نقشه جامع علمی کشور که روز سه شنبه دوازده دی ماه جاری در دبیرخانه این شورا برگزار شد، اعلام گردید که شورای اطلاعات ملی آمریکا در گزارش چشم انداز بیست ساله جهان، ایران را به دلیل پیشرفت های اعجاب انگیز علمی، یکی از 10 کشور تاثیر گذار جهان تا دو دهه آینده دانست. پیشرفت های اعجاب انگیز علمی و فناوری کشور در سال های اخیر، به عنوان یکی از منابع تولید قدرت ایران در عرصه بین الملل مورد توجه قرار گرفته است.

 

2- ایران در جایگاه سیزدهم تولید علم جهان قرار گرفت.

دکتر مهراد رییس مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری تعداد مقالات پردازش شده ایران در ISI   را 519 مقاله ذکر کرد و گفت: با گذشت تنها 7 روز از سال نو میلادی ایران جایگاه 13 تولید علم دنیا را به خود اختصاص داده است. ایشان همچنین با اشاره به اینکه شتاب علمی ایران بی نظیر است اعلام کرد، تولید علم در ایران 11 برابر دنیاست. وی اضافه کرد تعداد مقالات نمایه شده ایران در پایگاه اسکوپوس 14 هزار مقاله بوده در حالیکه تعداد مقالات ترکیه در این پایگاه علمی تاکنون 12 هزار مقاله ثبت شده است.

3- سهم 30 درصدی دانشگاه های علوم پزشکی در تولید علم کشور

در یک دهه گذشته سهم وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از همه تولید علم کشور 58 درصد، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی5ر31 درصد و دانشگاه آزاد اسلامی 5ر10  درصد بوده است.  محسابه سهم تولید علم در وزارت علوم، وزارت بهداشت و دانشگاه آزاد براساس میزان فعالیت های علمی که نتیجه آن به صورت چاپ مقالات علمی د رنشریات بین المللی طاهر می شود، انجام می شود.

 

ب – در حوزه پزشکی و سایر علوم 

 

1-  اهدای بالاترین مدال فناوری آمریکا به جراح چشم ایرانی

مدال ملی علوم از سال 1959 توسط رییس جمهور ایالات متحده آمریکا به افرادی که مهمترین مشارکتها را در پیشبرد دانش در حوزه های علوم اجتماعی و رفتاری ، زیست شناشی، شیمی ، مهندسی، ریاضی و فیزیک داشته، اهدا شده است. کمیته 12 نفره ای مسئول برگزیدن برندگان جایزه است که توسط بنیاد ملی علوم مدیریت می شود.

این مدال امسال( 2013 میلادی) به آقای غلامعلی پیمان تعلق گرفت این حراج شبکیه برای اختراع دستورالعمل جراحی چشم لازیک این جایزه را در بخش فناوری و نوآوری دریافت کرده است. تجربه بیش از 40 سال وی در مهندسی و داروشناسی و همچنین تجربه و اطلاعات ژرف وی در عرصه چشم پزشکی به بهبود روشهای جراحی چشمی و شیوه های درمانی انقلابی منتهی شده است.

 

2-  محققان ایرانی نوعی ترمیم کننده آسفالت با ماندگاری بالا ساختند

پژوهشگران دانشکده مهندسی عمران و محیط زیست دانشگاه صنعتی امیر کبیر نوعی پر کننده جدید برای ترمیم آسفالت عرضه کردند که عمر و ماندگاری آسفالت را افزایش می دهد.

    مشکلات آسفالت ها، ایجاد تدریجی ترک، نفوذ آب و تخریب آنها است که روش متداول برای ترمیمی آسفالت، استفاده از مواد درزگیر است ولی خود درزگیرها در صورت نامطلوب بودن در مدت کوتاهی از ترک خارج می شوند. در این طرح تلاش بر آن شده که چسبندگی بین درزگیر و آسفالت افزایش یابد تا کارایی درزگیر را به میزان قابل ملاحظه ای افزایش دهد. براساس نتایج آزمایشگاهی این ماده می تواند عمر آسفالت را بین 2  تا 4 سال افزایش دهد. این آسفالت در یکی از محورهای شمالی کشور استفاده شد و نتایج یک ساله نشان داد این ماده می تواند مقاومت آسفالت را افزایش دهد. سابقه استفاده  از درزگیرها در دنیا حدود 40 سال ذکر شده و ترکیب های پرکننده موجود در بازار بیشتر دو جزیی و عمر کوتاه و کارایی کمتری دارند. در حالیکه هزینه تولید این درزگیر جدید در حدود نصف نمونه خارجی است و می توان از دستگاههای موجود درزگیری برای تزریق آن استفاده کرد.     

 

باتشکر از نویسنده مهدی حیدری



:: بازدید از این مطلب : 419
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 28 دی 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : mehdi

چگونه مطالب درسي را مرور کنيم؟ 

چگونه مطالب درسي را مرور کنيم؟

 

در سال‌هاي پايه، فاصله مطالعه تا يادآوري مطالب بسيار کوتاه است، به همين دليل نياز و لزوم مرور دروس به درستي لمس نخواهد شد؛ اما درمقطع پيش‌دانشگاهي،‌ داوطلبان فرصتي براي مطالعه شب امتحان نخواهند داشت. بنابراين لازم است بعد از مطالعه صحيح و اصولي و رسم الگوي يادآوري، مطالب مطالعه شده مرور شوند تا در روز کنکور درحافظه بلندمدت بوده و براحتي قابل يادآوري باشند.

براي مرور صحيح بهتر است مراحل و شيوه درست آن را رعايت کنيم.

 

الف) انواع مرور:

مرور مي‌تواند به 3 شکل زير صورت پذيرد:

 

1- مرور از روي جزوه و کتاب:

در اين نوع مرور، داوطلب، مطلب را از منبع اوليه مجدداً مرور مي‌کند. يقيناً حتي اگر فقط مطالب مهم و قسمت‌هايي که علامت زده شده نيز مطالعه شوند، باز هم مرور از روي جزوه زمان زيادي را صرف خواهد کرد.

 

2- مرور با تست:

مي‌توانيد با زدن تست، ضمن حفظ آمادگي مطالب مورد مطالعه، آن را مرور کنيد؛ اما مرور با تست نمي‌تواند جامعيت مطلب را تضمين کند. يعني ممکن است بخشي از مطلب يا نکاتي وجود داشته باشند که در مجموعه تست مورد سؤال قرار نگيرد.

 

چگونه مطالب درسي را مرور کنيم؟

 

3- مرور از روي الگوي يادآوري (خلاصه‌نويسي):

اين نوع مرور، کامل‌ترين و مطمئن‌ترين و نيز سريع‌ترين شکل مرور است. در اين نوع مرور، شما بايد الگوي يادآوري فصل مورد نظر را در ذهن خود رسم کنيد و سعي کنيد تمامي قسمت‌ها را يادآوري کنيد و اگر نتوانستيد بخشي از الگو را يادآوري کنيد، بايد ابتدا کمي به ذهنتان فشار بياوريد تا گرسنه شود و آن گاه مي‌توانيد از روي منبع اصلي (جزوه و کتاب) آن را کامل کنيد.

اين کار باعث مي‌شود تا شما تمامي مطالب را مرور کنيد و مطلبي از قلم نيفتد. البته بعد از مرور الگو، مي‌توانيد تعدادي تست (به تناسب زمان و مبحث) نيز بزنيد.

 

ب) مراحل صحيح مرور:

اما اين که با چه فاصله زماني، مطالب را مطالعه و مرور مي‌کنيم نيز اهميت بسيار زيادي دارد.

طبق تحقيقات صورت گرفته، مطالب بايد يک روز بعد از رسم الگوي يادآوري فصل مجددا مرور شوند. تا يک هفته بعدمطالب در حافظه ما وجود دارد، اما يک هفته بعد بايد مجدداً الگو را به روش گفته شده مرور کرد. سومين مرور يک ماه بعداست و اگر مطالب 4 ماه بعد مرور شوند، بيشتر جزئيات در حافظه ما باقي خواهند ماند.

 

 

شما مي‌توانيد براي تنظيم دقيق اين فواصل زماني از يک تقويم استفاده کنيد. به اين ترتيب که بعد از رسم الگوي يادآوري، در فواصل يک روز، يک هفته، يک ماه و 4 ماه، نام الگويي را که بايد مرور کنيم، يادداشت نماييم تا در روز مرور آن را به طور کامل انجام دهيم.



:: بازدید از این مطلب : 439
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 27 دی 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan

 

حرف بزنید 
 
یک آدم صبور و دهن‌قرص، گیر بیاورید و کل بدبختی‌ها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خورده‌اید را با او تقسیم کنید…
 
بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش..
دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید:
 
گذشته‌تان و آینده‌تان را خیلی جدی نگیرید…
اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهی‌هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید، نشوید.
 
همه همینطور بوده‌اند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد.
 
آینده را هم که رسما باید به هیچ وجه به حساب نیاورید.
 
ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..
 
فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سخت‌تر و دردناک‌تر است…
سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید:
 
حالامی‌گویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی…! وسط همه گرفتاریها واسترسها و بدبختی‌هاتون...!!! 
 
آدم میتواند خیلی شیک به خود، مرخصی چند ساعته بدهد…
 
کمی تنهایی، کمی بچگی کردن، یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید…. که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد…
 
مثل نهنگ‌ها که هر از چندگاهی به بالای آب می‌آیند و نفسی تازه می‌کنند و دوباره به زیر آب برمی‌گردند…
چهارم اینکه تن‌‌تان را بجنبانید
 
ورزش قاتل استرس است...
 
لزومی هم ندارد که وقتی می‌گوییم ورزش، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و بازو دربیاورید…
 
همچین که یک جفتک چارکش منظم وخفیف در روز داشته باشید، کلی موثر است…
 
از من به شما نصیحت…
 
پنجم اینکه واقع‌بین باشید:
 
ما ملت شریف، بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم…
 
 
 ششم اینکه زندگی‌تان، میدان و مسابقه اسب‌دوانی نیست  
خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید… مقایسه کردن و"رقابت‌پیشگی"، استرس‌زا است…
 
اینکه جاسم فوق‌لیسانس دارد و من ندارم و قاسم لامبورگینی دارد و من ندارم و عبود فلان دارد و من ندارم، شما را دقیقا می‌کند همان اسب مسابقه که همه عمرش را بابت هویج ِ سر چوب، دویده وبه هیچ کجا هم نرسیده…
 
زندگی مسخره‌تر از چیزی است که شما فکرش رامی‌کنید…
 
هیچ دونفری لزوما نباید مثل هم باشند…
خودتان باشید…
 
 
هفتم اینکه از مواجهه با عوامل "ترس‌زا" هراس نداشته باشید:
 
مثال ساده آن، دندان‌پزشک است…
وقتی دندان خراب دارید، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید… نه اینکه مثل بز بترسید و یک عمر را از ترس دندان‌پزشک، بادرد آن بسازید و همه لقمه‌هایتان را با یکطرفتان بجوید…
 
نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترس   درد است…
ترس، استرس می زاید
هشتم اینکه خوب بخورید و بخوابید
 
آدمی که درست نخوابد و نخورد، مغزش درست کارنمی‌کند…
مغز علیل هم، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد…
 
آدم وقتی گرسنه و خسته است، یک وزنه یک کیلویی را هم نمی‌تواند بلند کند، چه برسد به یک فکر چند کیلویی…!!
نهم اینکه بخندید:
 
همه مشکل دارند…
من دارم، شما هم دارید… همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست…
 
یاد بگیرید بخندید… به ریش دنیا و مشکلات بخندید…
 
به بدبختی‌ها بخندید… به من که دو ساعت صرف نوشتن این موضوع کردم،بخندید…
 
به خودتان بخندید…
 
دو بار اولش سخت است، اما کم کم عادت میکنید و می‌بینید که رابطه خنده و گرفتاری، مثل رابطه خیار است و سوختگی پوست… درمانش نمی‌کند اما دردش را کم میکند
 
 
دهم اینکه : 
 
 این ایمیل را برای کسانی که دوستشان دارید و از خندیدنشان شاد میشوید بفرستید


:: بازدید از این مطلب : 484
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 19 دی 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan
 

طرح درس ریاضی کسرها

 

گاماول: اهداف محتوایی و شناختی

انتظاردارم دانش آموزان مفهوم کسر را بدانند و بتوانند برای یک شکل یا وسایل کمک آموزشیکه با تعداد و دسته های مشخص در اختیار آنها قرار می گیرد کسر بنویسند و همچنینبرای یک کسر شکل رسم نموده و یا به طور مجسم آن را نشان دهند . برای این کار میتوان از وسایل همراه خود دانش آموزان یا کارت های رنگی و ... استفاده کرد .

گامدوم : سئوالات راهنمای درس

برایاینکه در دانش آموزان ایجاد انگیزه شود می توان از پیش در آمد ی برای اینکاراستفاده کرد مثلاً از آنها بخواهیم که اگر تولد یکی از آنها باشد و6نفر در تولد او حضور داشته باشندچگونه می توانندکیک را بین 6 نفر به طور مساوی تقسیم کنند و یا با کمک نماینده یکلاس می توان به تعداد بچه های کلاس سیب تهیه نموده و از آنها خواست که سیب را بهطور مساوی بین 6 نفر یا کمتر تقسیم کنند یا تعداد شکلات و ...

گامسوم : ارزشیابی

ازبچه ها خواسته می شود که در گروه های 4 نفری کسر را تمرین نموده و با راهنمایی معلمو تعیین تکلیف برای هر گروه که سیب ها را به چند قسمت مساوی تقسیم کنند به آنها کسرآموزش داده می شود بعد از اینکه معلم مطمئن شد که تمام گروهها کسر را فهمیده وکاملاً بر این موضوع مسلط شده لذا می توان از خود گروهها خواست که با مداد رنگ هایخودشان به تمرین و یاد گیری کسر به طور مشارکتی بپردازند همچنین دانش آموزان آشنابا رایانه می توانند در منزل به تمرین و ممارست بپردازند .

گامچهارم : ارتباطات

میتوان از علایق دانش آموزان و دانسته های قبلی آن ها نیز استفاده نمود . برای اینکارمی توان همان مثال اول در مورد کیک تولد را مطرح نمود . ( حالا که شما کسر راآموختید چگونه می توانید این کیک را بین 6 نفر تقسیم کنید . ) سپس از تمام گروه هاخواسته می شود که با نقاشی کردن این کار را انجام دهند . به این ترتیب که با رسم یکشکل هندسی و تقسیم آن به 6 قسمت مساوی و رنگ آمیزی آن کسر مربوط به یک ششم یا دوششم   و ... را نشان دهند . با اینکار هم کمک به یاد گیری کسر شده ، هم بچه ها با ذوق و شوق به رنگ آمیزی و ترسیماشکال هندسی می پردازند در این روش نوعی ترکیب و تلفیق بین درس ریاضی و هنر نیزایجاد می گردد .

گامپنجم :

برایرسیدن به اهداف مورد نظر باید بین اهداف و ارزشیابی وابستگی مستقیم وجود داشته باشددر این درس هدف توانایی درک مفهوم کسر و نوشتن کسر مورد نظر برای یک شکل است . دراین مرحله باید با توجه به توانایی های فردی هر دانش آموز به آنها تکلیف داد . تکتک دانش آموزان را پای تخته صدا می زنیم سپس برای دانش آموزان کم توان از کسرهایساده و اشکال ساده تمرین می دهیم ، نقاط ضعف آنها را رفع می کنیم و برای دانشآموزان تیز هوش می توان از کسرهای دیگر که در حد توان آنها باشد سؤال پرسیده و کارمی کنیم .

گامششم : استراتژی تدریس ، مدیریت و مواد و منابع

بعدار یاد گیری درس توسط تمام دانش آموزان و ارزشیابی از تک تک آنها تمرینات کتاب درسیکه در توان همه ی دانش آموزان می باشد را به آنها تکلیف می دهیم علاوه بر آن ازآنها می خواهیم که خودشان هم چند نمونه از شکل ها و کسرها را در دفتر شان بنویسند وبا گروه خود همکاری نموده و یک نمونه سؤال هر گروه برای جلسه ی بعد داشته باشند ودر جلسه ی آینده سؤالات گروهها را با هم جابه جا می کنیم تا سؤالات مختلف گروههاتوسط دانش آموزان حل شود و معلم مربوطه نظارت کامل بر این سؤالات باید داشته باشدنقش معلم به عنوان راهنما ، همواره در کنار دانش آموزان خواهد بود .

برایکار گروهی ، دانش آموزان می توانند از آزمایشگاه مدرسه یا حتی حیاط مدرسه نیزاستفاده کنند و با گروه خود و گروه های دیگر تعامل داشته باشند ، هم فکری و مشورتکنند و سرانجام به هدف و نتیجه ی اصلی درس برسند . برای یاد گیری بیشتر دانش آموزانمی توان توجه آنها را به کتابهای کمک درسی استاندارد که مورد تایید آموزش و پرورشمی باشد جلب کرد . در این درس از هر وسیله ی ساده ای که در اختیار دانش آموزان باشدو از کارت ها و کاغذ های رنگ و مهره های رنگی و ... می توان استفاده نمود .

گام هشتم : در این مرحله ( ارزیابی درس و معلم ) می توان از سؤالات چالشی که برای ارزیابی بازده درس به کارآید استفاده نمود . مثلاً اگر تعداد دانش آموزان یک کلاس 36 نفر است و می خواهیم  یک چهارمدانش آموزان این کلاس را به کتابخانه ببریم ، چند نفر میتوانند از کتابخانه دیدن نمایند ؟ و ...

 

 

موفق باشید :اشرفی



:: بازدید از این مطلب : 932
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 19 دی 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

 

مقدمه:

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

 

نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.

 

پدر و مادر امام:

پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.

 

تولد امام:

حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت."(2)

 نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.(3)

 

زندگی امام در مدینه:

حضرت رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می‌نگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.

 امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می‌فرمایند: "همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدینه عبور می‌کردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند."

 

امامت حضرت رضا (علیه السلام):

امامت و وصایت حضرت رضا (علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (صلی الله و علیه و اله) اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم (علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌نماییم.

 یکی از یاران امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌گوید: «ما شصت نفر بودیم که موسی بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: "آیا می‌دانید من کیستم؟" گفتم: "تو آقا و بزرگ ما هستی." فرمود: "نام و لقب من را بگویید." گفتم: "شما موسی بن جعفر بن محمد هستید." فرمود: "این که با من است کیست؟" گفتم: "علی بن موسی بن جعفر." فرمود: "پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من می‌باشد."»(4) در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى ‌اکرم نقل می‌کند امام رضا (علیه السلام) به عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی شده‌اند. امام صادق (علیه السلام) نیز مکرر به امام کاظم می‌فرمودند که "عالم‌ آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو می‌باشد."

 

اوضاع سیاسی:

 مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:

 ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.

1-      پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود.

2-      پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.

 مدتی از روزگار زندگانی امام رضا (علیه السلام) همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در این زمان است که مصیبت دردناک شهادت پدر بزرگوارشان و دیگر مصیبت‌های اسفبار برای علویان (سادات و نوادگان امیرالمؤمنین) واقع شده است. در آن زمان کوشش‌های فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا (علیه السلام) می‌شد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند. بعد از وفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. در این زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند. از این رو می‌توانیم این دوره را در زندگی امام دوران آرامش بنامیم.

اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امین را شکست داده و او را به قتل برساند و لباس قدرت را به تن نماید و توانسته بود با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کند. وی حکومت ایالت عراق را به یکی از عمال خویش واگذار کرده بود و خود در مرو اقامت گزید و فضل ‌بن ‌سهل را که مردی بسیار سیاستمدار بود، وزیر و مشاور خویش قرار داد. اما خطری که حکومت او را تهدید می‌کرد علویان بودند که بعد از قرنی تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دو دستگی در خلافت، هر یک به عناوین مختلف در خفا و آشکار عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازی حکومت عباسی بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افکار عمومی مسلمین به سوی خود، و کسب حمایت آنها موفق گردیده بودند و دلیل آشکار بر این مدعا این است که هر جا علویان بر ضد حکومت عباسیان قیام و شورش می‌کردند، انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت کرده و به یاری آنها بر می‌خواستند و این، بر اثر ستم‌ها و نارواییها و انواع شکنجه‌های دردناکی بود که مردم و بخصوص علویان از دستگاه حکومت عباسی دیده بودند. از این رو مأمون درصدد بر آمده بود تا موجبات برخورد با علویان را برطرف کند. بویژه که او تصمیم داشت تشنجات و بحران‌هایی را که موجب ضعف حکومت او شده بود از میان بردارد و برای استقرار پایه‌های قدرت خود، محیط را امن و آرام سازد. لذا با مشورت وزیر خود فضل بن سهل تصمیم گرفت تا دست به خدعه‌ای بزند. او تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کناره‌گیری کند، زیرا حساب می‌کرد نتیجه از دو حال بیرون نیست، یا امام می‌پذیرد و یا نمی‌پذیرد و در هر دو حال برای خود او و خلافت عباسیان، پیروزی است. زیرا اگر بپذیرد ناگزیر، بنابر شرطی که مأمون قرار می‌داد ولایت عهدی آن حضرت را خواهد داشت و همین امر مشروعیت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌های مسلمانان تضمین می‌کرد. بدیهی است برای مأمون آسان بود در مقام ولایتعهدی بدون این که کسی آگاه شود، امام را از میان بردارد تا حکومت به صورت شرعی و قانونی به او بازگردد. در این صورت علویان با خشنودی به حکومت می‌نگریستند و شیعیان خلافت او را شرعی تلقی می‌کردند و او را به عنوان جانشین امام می‌پذیرفتند. از طرف دیگر چون مردم حکومت را مورد تایید امام می‌دانستند لذا قیامهایی که بر ضد حکومت می‌شد جاذبه و مشروعیت خود را از دست می‌داد.

 او می‌اندیشید اگر امام خلافت را نپذیرد ایشان را به اجبار ولیعهد خود می‌کند که در اینصورت بازهم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه می‌گردد و دیگر اعتراضات و شورشهایی که به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام می‌گرفت دلیل و توجیه خود را از دست می‌داد و با استقبال مردم و دوستداران امام مواجه نمی‌شد. از طرفی او می‌توانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتار امام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند. همچنین او گمان می‌کرد که از طرف دیگر شیعیان و پیروان امام، ایشان را به خاطر نپذیرفتن خلافت در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند داد و امام جایگاه خود را در میان دوستدارانش از دست می‌دهد.

 

سفر به سوی خراسان:

مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. مسیر اصلی در آن زمان راه کوفه، جبل، کرمانشاه و قم بوده است که نقاط شیعه‌نشین و مراکز قدرت شیعیان بود. مأمون احتمال می‌داد که ممکن است شیعیان با مشاهده امام در میان خود به شور و هیجان آیند و مانع حرکت ایشان شوند و بخواهند آن حضرت را در میان خود نگه دارند که در این صورت مشکلات حکومت چند برابر می‌شد. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش می‌دادند.

 

حدیث سلسلة الذهب:

در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف می‌فرمودند، برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد. از جمله هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروه‌های بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: "ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد." امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق می‌گریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه می‌زدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می‌خواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند: "کلمه لااله‌الاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود." سپس امام فرمودند: "اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم."

 این حدیث بیانگر این است که از شروط اقرار به کلمه لااله‌الاالله که مقوم اصل توحید در دین می‌باشد، اقرار به امامت آن حضرت و اطاعت و پذیرش گفتار و رفتار امام می‌باشد که از جانب خداوند تعالی تعیین شده است. در حقیقت امام شرط رهایی از عذاب الهی را توحید و شرط توحید را قبول ولایت و امامت می‌دانند.

 

ولایت عهدی:

باری، چون حضرت رضا (علیه السلام) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: "همه بدانند من در آل عباس و آل علی (علیه السلام) هیچ کس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی بن موسی رضا (علیه السلام) ندیدم." پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: "تصمیم گرفته‌ام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم." حضرت فرمودند: "اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی." مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند:‌ "هرگز قبول نخواهم کرد." وقتی مأمون مأیوس شد گفت: "پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید." این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: "از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون ‌الرشید دفن خواهم شد." اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجاکه مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: "اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم." مأمون با این شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: "خداوندا! تو می‌دانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی."

 

جنبه علمی امام:

مأمون که پیوسته شور و اشتیاق مردم نسبت به امام و اعتبار بی‌همتای امام را در میان ایشان می‌دید می‌خواست تا این قداست و اعتبار را خدشه‌دار سازد و از جمله کارهایی که برای رسیدن به این هدف انجام داد تشکیل جلسات مناظره‌ای بین امام و دانشمندان علوم مختلف از سراسر دنیا بود، تا آنها با امام به بحث بپردازند، شاید بتوانند امام را از نظر علمی شکست داده و وجهه علمی امام را زیر سوال ببرند که  شرح یکی از این مجالس را می‌آوریم:

 "برای یکی از این مناظرات، مأمون فضل بن سهل را امر کرد که اساتید کلام و حکمت را از سراسر دنیا دعوت کند تا با امام به مناظره بنشینند. فضل نیز اسقف اعظم نصاری، بزرگ علمای یهود، روسای صابئین (پیروان حضرت یحیی)، بزرگ موبدان زرتشتیان و دیگر متکلمین وقت را دعوت کرد. مأمون هم آنها را به حضور پذیرفت و از آنها پذیرایی شایانی کرد و به آنان گفت: "دوست دارم که با پسر عموی من (مأمون از نوادگان عباس عموی پیامبر است که ناگزیر پسر عموی امام می‌باشد.) که از مدینه پیش من آمده مناظره کنید." صبح روز بعد مجلس آراسته‌ای تشکیل داد و مردی را به خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد و حضرت را دعوت کرد. حضرت نیز دعوت او را پذیرفتند و به او فرمودند: "آیا می‌خواهی بدانی که مأمون کی از این کار خود پشیمان می‌شود." او گفت: "بلی فدایت شوم." امام فرمودند: "وقتی مأمون دلایل مرا بر رد اهل تورات از خود تورات و بر اهل انجیل از خود انجیل و از اهل زبور از زبورشان و بر صابئین بزبان ایشان و بر آتش‌پرستان بزبان فارسی و بر رومیان به زبان رومی‌شان بشنود و ببیند که سخنان تک ‌تک اینان را رد کردم و آنها سخن خود را رها کردند و سخن مرا پذیرفتند آنوقت مأمون می‌فهمد که توانایی کاری را که می‌خواهد انجام دهد ندارد و پشیمان می‌شود و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم." سپس حضرت به مجلس مأمون تشریف ‌فرما شدند و با ورود حضرت، مأمون ایشان را برای جمع معرفی کرد و سپس گفت: "دوست دارم با ایشان مناظره کنید." حضرت رضا (علیه السلام) نیز با تمامی آنها از کتاب خودشان درباره دین و مذهبشان مباحثه نمودند. سپس امام فرمود: "اگر کسی در میان شما مخالف اسلام است بدون شرم و خجالت سئوال کند." عمران صایی که یکی از متکلمین بود از حضرت سؤالات بسیاری کرد و حضرت تمام سؤالات او را یک به یک پاسخ گفتند و او را قانع نمودند. او پس از شنیدن جواب سؤالات خود از امام، شهادتین را بر زبان جاری کرد و اسلام آورد و با برتری مسلم امام، جلسه به پایان رسید و مردم متفرق شدند. روز بعد حضرت، عمران صایی را به حضور طلبیدند و او را بسیار اکرام کردند و از آن به بعد عمران صایی خود یکی از مبلغین دین مبین اسلام گردید.

 رجاء ابن ضحاک که از طرف مأمون مامور حرکت دادن امام از مدینه به سوی مرو بود، می‌گوید: «آن حضرت در هیچ شهری وارد نمی‌شد مگر اینکه مردم از هر سو به او روی می‌آوردند و مسائل دینی خود را از امام می‌پرسیدند. ایشان نیز به آنها پاسخ می‌گفت و احادیث بسیاری از پیامبر خدا و حضرت علی (علیه السلام) بیان می‌فرمود. هنگامی که از این سفر بازگشتم نزد مأمون رفتم. او از چگونگی رفتار امام در طول سفر پرسید و من نیز آنچه را در طول سفر از ایشان دیده بودم بازگو کردم. مأمون گفت: "آری، ای پسر ضحاک! ایشان بهترین، داناترین و عابدترین مردم روی زمین است."»

 

اخلاق و منش امام:

خصوصیات اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به گونه‌ای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود کرده بود. با مردم در نهایت ادب تواضع و مهربانی رفتار می‌کرد و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمی‌نمود.

 یکی از یاران امام می‌گوید: "هیچ گاه ندیدم که امام رضا (علیه السلام) در سخن بر کسی جفا ورزد و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند. هرگز نیازمندی را که می‌توانست نیازش را برآورده سازد رد نمی‌کرد در حضور دیگری پایش را دراز نمی‌فرمود. هرگز ندیدم به کسی از خدمتکارانش بدگویی کند. خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم می‌فرمود. چون سفره غذا به میان می‌آمد، همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سر سفره خویش می‌نشاند و آنان همراه با امام غذا می‌خوردند. شبها کم می‌خوابید و بسیاری از شبها را به عبادت می‌گذراند. بسیار روزه می‌گرفت و روزه سه روز در ماه را ترک نمی‌کرد. کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشت. بیشتر در شبهای تاریک، مخفیانه به فقرا کمک می‌کرد."(5) یکی دیگر از یاران ایشان می‌گوید: "فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسی بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود، اما هنگامی که در مجالس عمومی شرکت می‌کرد، خود را می‌آراست (لباسهای خوب و متعارف می‌پوشید).(6) شبی امام میهمان داشت، در میان صحبت چراغ ایرادی پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، اما امام نگذاشت و خود این کار را انجام داد و فرمود: "ما گروهی هستیم که میهمانان خود را به کار نمی‌گیریم."(7)

 شخصی به امام عرض کرد: "به خدا سوگند هیچکس در روی زمین از جهت برتری و شرافت اجداد، به شما نمی‌رسد." امام فرمودند:" تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار، آنان را بزرگوار ساخت."(8)

 مردی از اهالی بلخ می‌گوید: "در سفر خراسان با امام رضا (علیه السلام) همراه بودم. روزی سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه ایشان غذا بخورند. من به امام عرض کردم: "فدایت شوم بهتر است اینان بر سفره‌ای جداگانه بنشینند." امام فرمود: "ساکت باش، پروردگار همه یکی است. پدر و مادر همه یکی است و پاداش هم به اعمال است."(9)

 یاسر، خادم حضرت می‌گوید: «امام رضا (علیه السلام) به ما فرموده بود: "اگر بالای سرتان ایستادم (و شما را برای کاری طلبیدم) و شما مشغول غذا خوردن بودید بر نخیزید تا غذایتان تمام شود. به همین جهت بسیار اتفاق می‌افتاد که امام ما را صدا می‌کرد و در پاسخ او می‌گفتند: "به غذا خوردن مشغولند." و آن گرامی می‌فرمود: "بگذارید غذایشان تمام شود."»(10)

 یکبار غریبی خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: "من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. از حج بازگشته‌ام و خرجی راه را تمام کرده‌ام اگر مایلید مبلغی به من مرحمت کنید تا خود را به وطنم برسانم و در آنجا معادل همان مبلغ را صدقه خواهم داد زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند مانده‌ام." امام برخاست و به اطاقی دیگر رفت و از پشت در دست خویش را بیرون آورد و فرمود: "این دویست دینار را بگیر و توشه راه کن و لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه دهی."

 آن شخص نیز دینارها را گرفت و رفت. از امام پرسیدند: "چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟" فرمود: "تا شرمندگی نیاز و سوال را در او نبینم."(11)

 امامان معصوم و گرامی ما در تربیت پیروان و راهنمایی ایشان تنها به گفتار اکتفا نمی‌کردند و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژه ای مبذول می‌داشتند.

 یکی از یاران امام رضا (علیه السلام) می‌گوید: «روزی همراه امام به خانه ایشان رفتم. غلامان حضرت مشغول بنایی بودند. امام در میان آنها غریبه‌ای دید و پرسید: "این کیست؟" عرض کردند: "به ما کمک می‌کند و به او دستمزدی خواهیم داد." امام فرمود: "مزدش را تعیین کرده‌اید؟" گفتند: "نه هر چه بدهیم می‌پذیرد." امام برآشفت و به من فرمود: "من بارها به اینها گفته‌ام که هیچکس را نیاورید مگر آنکه قبلا مزدش را تعیین کنید و قرارداد ببندید. کسی که بدون قرارداد و تعیین مزد، کاری انجام می‌دهد، اگر سه برابر مزدش را بدهی باز گمان می‌کند مزدش را کم داده‌ای ولی اگر قرارداد ببندی و به مقدار معین شده بپردازی از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کرده‌ای و در این صورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزی به او بدهی، هر چند کم و ناچیز باشد؛ می‌فهمد که بیشتر پرداخته‌ای و سپاسگزار خواهد بود."»(12)

 خادم حضرت می‌گوید: «روزی خدمتکاران میوه‌ای می‌خوردند. آنها میوه را به تمامی نخورده و باقی آنرا دور ریختند. حضرت رضا (علیه السلام) به آنها فرمود: "سبحان الله اگر شما از آن بی‌نیاز هستید، آنرا به کسانی که بدان نیازمندند بدهید."»

 

مختصری از کلمات حکمت‌آمیز امام:

امام فرمودند: "دوست هر کس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است."

امام فرمودند: "علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سؤال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر می‌باشند: 1- سؤال کننده 2- آموزنده 3- شنونده 4- پاسخ دهنده."

امام فرمودند: "مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است."

امام فرمودند: "چیزی نیست که چشمانت آنرا بنگرد مگر آنکه در آن پند و اندرزی است."

امام فرمودند: "نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است."

 

شهادت امام:

 در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن‌هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیدند.

 

تدفین امام:

به قدرت و اراده الهی امام جواد (علیه السلام) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داده و بر آن نماز گذاردند و پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گردید و قرنهاست که مزار این امام بزرگوار مایه برکت و مباهات ایرانیان است.


 

پاورقی‌ها:

منتهی الآمال.

منتهی الآمال.

سوره مریم، آیه 30.

عیون اخبارالرضا، جلد 1، صفحه 21.

اعلام الوری، صفحه 314.

اعلام الوری، صفحه 315.

اصول کافی، جلد 6، صفحه 383.

عیون اخبارالرضا، جلد2، صفحه 174.

اصول کافی، جلد 8، صفحه 230.

اصول کافی، جلد 6، صفحه 298.

مناقب ابن شهر آشوب، جلد 4، صفحه 360.

اصول کافی، جلد 5، صفحه 288.

 

 

 

 

 پاورقی شماره

3

 

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 421
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 19 دی 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan

 

زندگی معلم

 

زندگي را شايد

غنچه تفسير كند وقت شكفتن به درخت

زندگي را شايد

ماه تعبير كند در دل شبهاي سياه .

زندگي را شايد

مرگ معنا بخشد در جهاني ديگر .

زندگي از نظر من اما :

رفتن و آمدن از مدرسه است ،

پيشه ام كاشتن معرفت است ؛

هديه آب به باغ دانش ،

بردن كودك معصوم به راه فردا .

كودكان چشم اميدي به نگاهم دارند

تا بياموزند علم ، رمز و راز دنيا

تا كه بنمايم صرف ، فعل راه فردا.

كودكان معني آب و هدف زندگي اند

كودكان راز گل و سادگي اند

زندگي را هر روز ،

مي كنم تفسير بر تخته سياه .

زندگي را هر روز،

مي كنم هديه به امواج نگاه

زندگي يافتن مجهولات است

زندگي تكيه شاگردان بر شانه ماست.

تا كه فرصت دارم

چون درختان در باد

صبر را پيشه خود خواهم ساخت

گرچه طوفان حوادث ببرد برگ مرا .

ريشه را سخت نمايم در خاك

تا كه در فصل بهار بار ديگر

بشوم سبز و بمانم در باغ

 



:: بازدید از این مطلب : 547
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 19 دی 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : hamandishaan

باسمه تعالی

              اداره کل آموزش وپرورش استان چهارمحال وبختیاری

نام :                                             مدیریت آموزش وپرورش ناحیه دو شهرستان شهرکرد

 نام خانوادگی :                                             امتحانات داخلی دوره ابتدایی

نام پدر :                                           دبستان هیات امنایی دکتر علی شریعتی شهرکرد

نام درس :      مطالعات اجتماعی و آداب زندگی                        سال تحصیلی 92-1391

 

نمره با عدد :

 

نمره با حروف :

 

نام ونام خانوادگی آموزگار :

 

امضاءآموزگار :

 

 

تعداد سوال :  20      تعداد صفحه :   2    تاریخ آزمون :    26 /     10 /1391        زمان آزمون :      90    دقیقه

 

 

ردیف

دانش آموزان عزیز با توکل به خدا وآرامش خاطر به سوالات زیر پاسخ دهید

بارم

 

 

1

یکی از موضوعات مهم در روابط دوستی....

الف)بازی نمودن است       ۝                      ب)انتخاب دوست است     ۝

ج)کمک به دیگران است     ۝                      د)رقابت در کارهاست       ۝

5/0

 

 

2

پیشوایان بزرگ دینی از ما می خواهند که از دوستی با افراد...................و................خودداری کنیم.

الف)دروغگو،حسود و سخن چین  ۝                    ب)بخیل،سخن چین و حسود۝

ج)دروغگو،حسود و بخیل         ۝                         د)دروغگو  ، بخیل و سخن چین  ۝

5/0

 

 

3

یکی از نکات مهم در تصمیم گیری ها این است که از فکــر و تجربه دیگران استفــاده کنیم به این کار چه می گویند؟

الف( تحت تأثیر فشار های روانی دوستان قرار گرفتن  ۝                  ب) خوب فکر کردن   ۝

ج)  مشورت        ۝                                                                          د) به موقع تصمیم گرفتن  ۝

5/0

 

 

 

4

چه عواملی در کشاورزی  مؤثرند؟

الف)سرمایه ،آب و هوا   ۝      ب)خاک نیروی کار۝      ج)  نهاده ها،۝    د) عوامل طبیعی و انسانی  ۝

 

5/0

 

 

5

در کشور ما حدود چند در صد برق یا انرژی الکتریکی برق حرارتی است؟

الف)65%     ۝                  ب)85%   ۝               ج)75%   ۝              د)95%۝

 

5/0

 

 

6

مسلمانان تحت تأثیر چه عواملی به تفکر و آموختن علم اهمیت زیادی می دادند و در زمینه های مختلف پیشرفت کردند؟

الف) قرآن، تعالیم دینی اسلام   ۝                       ب)    قرآن، پیشرفت علم و دانش۝

ج)قرآن،استفاده از دانش های دیگران  ۝         د) تعالیم دینی اسلام، پیشرفت علم و دانش۝

 

5/0

 

 

7

نخستین بیمارستان اسلامی به دستور چه کسی و در کجا بنا شد؟

الف) محمود غزنوی در بغداد  ۝                    ب)عضدالدوله دیلمی در جندی شاپور۝

ج) عضدالدوله در بغداد         ۝                     د) محمود غزنوی در جندی شاپور۝

5/

 

 

8

اوج شهرت شهر اصفهان مربوط به کدام دوره ی حکومت ها می باشد؟

الف)آل بویه     ۝           ب)افغان ها           ۝    ج)افشاریه   ۝           د)صفویه  ۝

5/0

 

 

 

9

نوشته هایی بر روی  سنگ ، کاشی یا مانندآن را می گویند؟

الف) سنگ واره  ۝              ب) تاریخچه     ۝              ج)کتیبه     ۝           د) هنر  ۝

 

5/

 

 

10

مشهور ترین خطاط  و نقاش مینیاتوری در عصر صفویه به ترتیب کدامند؟

الف)علی رضا عباسی و رضا عباسی   ۝              ب)استاد میر عماد و محمود فرشچیان۝

ج) کمال الملک و حسین بهزاد          ۝              د)   رضا عباسی و علی رضا عباسی      ۝

 

5/0

 

 

11

جمله های زیر را با  کلمه های  مناسب کامل کنید.

همه ی  فعالیت های مربوط به.…………….......….در منزل انجام نمی گیرد. ما برای بسیاری از فعالیت ها از مکان های…………...…….استفاده می کنیم.

 

1

 

ادامه ی امتحان مطالعات اجتماعی و آداب زندگی     تاریخ : 26/10/91پایه ششم دبستان هیأت امنایی دکتر علی شریعتی شهرکرد ص 2

 

12

حکومت صفویه به ساختن…………… و……………اهمیت زیادی می داد.

1

 

 

13

این مسجد به فرمــان شاه عباس سـاخته شد تا ……….........…. که عالم بــزرگی بـود در آن ………........…… برگزار کند و به تربیت وتدریس شاگردان بپردازد.

1

 

 

14

ایرانیان مسلمان دانش…….….....…گسترش دادند …………..…و……....………از جمله این دانشمندان  ایرانی  معروف در دوره ی  ……………………هستند.

2

 

 

 

سوال های تشریحی  :برای پاسخ دادن به سوال ها ی تشریحی از پشت صفحه استفاده نمایید.

 

 

15

حد و مرز دوستی را توضیح دهید؟                                   

 

 

 

1

 

 

16

چهار مورد از نکاتی را که در موقع تصمیم گیری باید به آنها توجه کنیم را نام ببرید. و یکی را به دلخواه توضیح دهید؟

 

 

 

2

 

 

17

دو فعالیت مهم کشاورزی را نام ببرید و هر کدام را توضیح دهید؟

 

 

               

 

2

 

 

18

سه گروه عمده ی انرژی را نام ببرید  و بگویید بیشترین انرژی مورد نیاز ما از کدام گروه به دست می آید؟

 

 

2

 

 

19

چهار مورد از مؤسسات و سازمان هایی که در اوقات فراغت فعالیت می کند نام ببرید.

 

 

   2

 

 

20

نظر شما درباره برنامه زندگی روزانه ی یکی از دانش آموزان کلاس سوم دبستان شریعتی که نمودار آن در زیر آمده است چیست ؟( آبی تیره = 7 ساعت خواب  )( صورتی = 2 ساعت بازی های کامپیوتری ) (نارنجی =  1 ساعت نماز و دعا )

( آبی روشن = 2 ساعت غذا خوردن و نظافت ) ( زرد = 5 ساعت مدرسه ) ( سبزه تیره = 2 ساعت انجام تکالیف درسی )

 

 

 

موفق باشید        -                      گروه آموزشی پایه ششم  - دبستان هیات امنایی  دکتر علی شریعتی شهرکرد

 

1

 

 

             

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 390
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 19 دی 1392 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران